من به خود نيامدم اينجا که به خود باز روم!!!

با عرض سلام:

۱- بالاخره پس از کش و قوسهای فراوان و سانسور شدن حدود شش صفحه ، مجوز چاپ دو جلد از مجموعه داستانهای تخريبچی دوران توسط وزارت محترم ارشاد صادر شد.ظاهراٌ آزادی بيان تنها برای ضد انقلاب است ، و اگر کسی بخواهد از عاشقان سفر کرده حرفی بزند ميبايست ماه ها به دنبال اخذ مجوز و در نهايت ...

بگذريم...

۲- مجموعه داستانهای تخريبچی دوران شرح حال بال شکستگانی است که مجبور به زندگی اجباری در زمانی گرديده اند ، که هيچ چاهی برای درد و دل کردن يافت نمی شود!

۳-طراحی  روی  دو جلد از کتابها از جمله گمشده تخريبچی دوران توسط

 arezooye-fateme.persianblog.ir صورت گرفته است ، که در همينجا از ايشان تشکر می کنم و اميد است که توفيق جبران داشته باشم.

۴-اگر خدا بخواهد، در نظر دارم با کمک و مساعدت شما سروران گرامی ، مجموعه داستانهای کوتاهی را به چاپ برسانم تحت عنوان عشق واقعی؛ لذا از کليه دوستانی که تمايل دارند در اين مجموعه ،حقير را ياری دهند، خواهشمند است با مضمون عشق واقعی، اگر داستانی کوتاه به رشته تحرير در آورده اند، اعلام،  تا به نام خودشان در اين مجموعه به چاپ برسد. باشد که در اين تضارب آراء بتوان عشق حقيقی را تعريف و نمونه هايی از آن را در اين وانفسا پيدا نمود.

در انتها از تمامی عزيزانی که با بنده نوازی خود اين حقير را مورد لطف قرار داده اند ، سپاسگذاری نموده ، و اميد است با دعای خيرتان، توفيق جبران نصيبم گردد.

ممنون و خدا نگهدار

/ 193 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
moghadas

سلام عذرم را بپذير که به خطا رفتم . با راهنماييت سعی خواهم کرد که منبعد رسم جوانمردی را از سيد تو بياموزم.

moghadas

از بی ادبی ای که کردم اميدوارم که بخشيده باشی ام

moghadas

باز هم طلب عفو دارم

...

سلام عيد سعيد و فرخنده فطر به شما برادر گرامی مبارک باد...سعیتان مشکور ...قلمتان طلا

نسیم

سلام. بزرگوار. خواهشی از شما داشتم. من دنبال کسب نظرات و ديدگاهها راجع به اونچه که در وبلاگم نوشتم هستم. البته چون خيلی بيننده ندارم مجبورم خودم تشريف ببرم اينور اونور و هی داد بزنم که ترا به خدا يه سر به ما بزنيد. خيلی خوشحال ميشم از نظراتتون مطلع شم.

فاطميون

سلام برادر عزيز ابوالفضل جان. عرض تسليت دارم برای فاجعه اي که ايران و ايراني را در همه جاي اين دنياي خاکي لرزاند... من را ببخشيد که زودتر خدمتتان نرسيدم مريضی داريم که...بهر حال خيلی التماس دعا... درمورد کتابها من زحمت برايتان درست نميکنم. در ايران نيستم اما اگر کتابهاي شما در شهرستانهايی مثل اصفهان باشد دوستان آنها را برای من پست خواهند کرد... خوشحالم که ميبينم باز اين وبلاگ را با نوشته های پر شور خود نورانی کرده ايد.آرزو دارم در کنار خانواده سلامت و شاد کام باشيد...حق نگهدارتان

jafar

خدا خيرت بدهد باز سری به وبلاگت می زنم غم و غصه و قرضهايم يادم می رود و ياد خدا می افتم سالروز کربلای ۵ است راننده يه تويوتا بودم که زخمی ها رو از سه راه شهادت سوار می کرديم و ..... بگذرد خودشان بايد تنا سه راه می آمدند يکی با پای قطعه شده يکی بدون دست يه قلمی هم برای آنها بزن رزمنده ديروز بيکار امروز جعفر دولتياری

يك اسير رها شده از بند

باسلام برادر شما در کدام لشکر بوديد من ۲۷ محمد رسل الله بودم گردان هميشه پيروز عمار خط شکن التما س دعا .....

payam

زندگی در پس یک خنده گذشت دل من باز گرفت روحم رفت به خواب و تنم در شب روئیا ماند آه من از ته جانم شکفت قطرهای اشک برفت از وطنش کودکی بودم من سر راه مانده به حاجتمندی دست و پایم همه از جنس خیال روزگارم همه از کلک شقایقها پر دل تنگم به گریزی ز دریا گذشت وبه آن سوی شقاوتها رفت عمر من را هم برد کودکی ماند کنار دریا آرزویش قایق دل دریائی هم دگر از کودک دنیا برید رفت در گوشه ای دل من باز گرفت به امید موفقیت تو در پناه او. تا بعد...

حسن

سلام.ماشاءالله اينقدر بازديد کننده داری و زود هم آپديت می کنی که جايی برای پيام گذاشتن باقی نمی مونه.دست شما درد نکنه.يا علی مدد