بخش دوم از فصل اول (كتاب اشك نسل سوم براي تخريبچي دوران)ء

پس از احوالپرسي ، مقابل حاجي نشستم و بي صبرانه منتظر بودمكه بدانم حاجي با من چه كار دارد كه صبح اول وقت احضارم كردهاست ؛ از طرفي با برخوردهاي اوليه فهميدم كه مسئله خاصي نمي تواند باشد زيرا برخورد حاجي كاملا آرام بود و از آن عصبانيتي كه معمولا وقتي دسته گلي باصطلاح به آب مي دادم خبري نبود .ء
حاجي بدون مقدمه اظهار داشت : شايعات جديد را شنيده اي ؟
پاسخ دادم : آنقدر شايعه زياد است كه نمي دانم منظورتان كدام يكي است !؟
حاجي با خنده اي گفت : مثلا چه شايعاتي ؟
گفتم : انتقال من به پشت كوه و كم شدن شر من از اين اداره .ء
حاجي: اينكه شايعه جديدي نيست ، چند سال است كه از اين حرفها زده مي شود ، ولي همه كساني كه اين شايعات را مي سازند خوب مي دانند كه اگر تو بروي ، جاي تو بايد ده نفر نيرو بياورند. خوب ديگر چه شنيده اي ؟
گفتم : ديگه شايعه به درد بخوري نشنيدم كه ارزش فكر كردن داشته باشد .ء
حاجي با لبخندي گفت : حتي شايعه ايجاد دايره ويژه پناهندگان را !؟
با خنده گفتم : خود شما مي گوئيد شايعه ، از طرفي در ميان اين همه علي جايي براي ولي باقي نمي ماند. ء
حاجي كه ديگر لحن كلامش جدي شده بود گفت : اشتباه مي كني ،شايد اين نعضل الان به چشم نيايد و ضرورتي به پرداختن به آن احساس نشود ، ولي يك ويروس واگير دار است كه اگر به موقع آن را مهار نكنيم ، چند صباي ديگر تبديل به يك اپيدمي فراگير شده است . از طرفي فكر مي كني تا حالا چقدر مغزهاي متفكر و اهل فن به اين ويروس آلوده شده اند ؟ چقدر از بهترين نيروها و مخلص ترين پرسنل يا آلوده شده اند يا در شرف آلودگي هستند ، صحبت از فرار مغزها نيست ، روي صحبت من تهديدي است كه از اين بابت متوجه كشور است .ء
ميان صحبتهاي حاجي پريدم و با تعجب گفتم :
از شما توقع نداشتم كه به جاي جلوگيري از بيماري به فكر درمان آن باشيد ؛ از طرفي مگر من و شما قيم مردم هستيم كه با زور و اجبار مانع از خواست آنها شويم . افرادي كه از كشور خارج مي شوند بنا به هر دليلي كه باشد حال سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و يا هر دليل ديگر ، حتما خواسته هايي داشته اند كه حق يا نا حق در اين كشور براورده نشده است .ء
(پايان بخش دوم از فصل اول)

/ 0 نظر / 9 بازدید