سلاح ضد بادمجان بم!

هميشه سيّد را بادمجان بم صدا می زدند! زيرا عليرغم آنکه دوبار مجروح شده بود، ولی تير و ترکش ها نتوانسته بود او را شهری کند!
و هر وقت که از بیمارستان صحرایی می خواستند وی را به بیمارستان مجهزی در شهر منتقل کنند، حبّ جیم آقا سیّد همیشه دست به نقد بود! از بيمارستان جيم شدن همان و دوباره در خط مقدم اورا ديدن همان!
از زمانی که عراق شروع به استفاده از سلاح های شيميايی کرد؛ ديگر هر کسی به سيّد می رسيد، خوش خبری می داد که سلاح ضد بادمجان بم نيز آمده! و سيّد هم به مانند تازه دامادها که قند در دلشان آب می شود، با طعنه مي گفت:
من به مادرم قول داده ام تا زرشک پلوی شما را نخورم، سر قرار هيچ حوری ای نروم!

***


در اوج پاتک عراقی ها در عملیات بدر، سیّد طبق معمول مشغول سور چرانی با تانک های عراقی بود،و مثل همیشه سربازان عراقی به مانند کودکانی که فرار می کنند و فحش می دهند! پس از آنکه آخرین تقلایشان با شکست مواجه شد، دست به دامن سلاح ضد بادمجان بم شدند، و هر چه انواع و اقسام گازهای شیمیایی دم دستشان بود، بر سر رزمندگان ایرانی ریختند.
دوستانی که سیّد را به پشت خط منتقل کردند، میگفتند:سیّد ماسک نداشت!
ولی همه کسانی که سیّد را در خط دیده بودند، شهادت می دهند که سیّد بادگیر و ماسک ضد گاز شیمیایی به همراه داشته است!!!
من هنوز در اندیشه چگونگی تسلیم ریه سیّد به معشوق هستم؟!
خود سیّد دراین مورد هیچ نمی گوید، و تنها یک دوبیتی پاسخ همیشگی او میباشد:

تا نــگــذری از جــمــع بفــردی نـرسی
تا نــگذری از خويــش بمــردی نرسی
تا در ره دوست بی سرو پا نشوی
بی درد بمانی و بدردی نرسی
-------------------------------
شعر از ابو سعید ابوالخیر

/ 33 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرمست عاشق

سلام دوست خوبم شهادت امام محمد باقر علیه السلام را تسلیت عرض مینمایم و از لطف شما که همیشه شامل حال این حقیر بوده متشکرم و در این چند روز پایانی مطالب را دریاب و حلالم نما. یا علی.

فاطمه

سلام ممنون که پيش من امديد و نظرتونو گفتيد ..چون شما اون اشتباه منو خوندين . پس لطفا بيايين اينم بخونيد....

نیلوفر

من یاد فیلم زیر نور ماه افتادم!!

Ali Agha

baba in dastanhaye seyed baraye koodakan hanooz tamoom nashode?? baste dige cheghad khali mibandi?? ey baba

مهدى

سلام اقا ابوالفضل /خيلي ارادتمنديم/خواندن مطالبت يادآور بسياري از جانفشانان دنيا بريده است /اما دريغ كه قدر آنها را نمي دانند همان قدرنشناسان روزگار/به اميد ظهور حجت بن احسن (عج)

...

در ره منزل ليلي كه خطرهاست در آن ... شرط اول قدم آنست كه مجنون باشي ...

ali

سلام از ابراز لطفت متشکرم همين بغلها در بهت روزگارم که چطور با آن تا نمايم.يا علی

نوشین17

با عرض سلام ابتدا بايد از لطف شما در مورد وبلاگم تشکرکنم ومن دوياسه روز پيش که اينجا اومده بودم همه مطالب اينجا رو خوندم سوالی برام پيش اومد که اين کتابی که ازون مينويسيد نوشته خود شماست يا نه چون مهم هست که بدونم این حرفهای دل صاحب اين وبلاگ هست يا نه چون من خيلی در اين مورد حرف داشتم نمی دونم ميتونم بزنم يا نه

پريا

سلام ..... چی بگم .. فقط عرفه خيلی دعام کنين ..خيلی

hosein(قند عسل)

سلام فرض می کنم بخشيديم! ابوالفضل جان اون قالب مال حسين ديوونس http://hossein.persianblog.ir من اين کاره نيستم من نمی تونم قالب بسازم التماس دعا يا علی