رقص قلم ياران

در ذيل رقص قلم ياران ، جهت اعلام نظر از عرض می گذرد:
۱-سر مست عاشق= در ذهن من تداعی گر شب قدری است که هر کسی در عمر خود آن شب را دارد، و در آن شب با امام عصر خود بيعت يا عدم بيعت می نمايد.
۲-جناب آقای زهير= می خواستی از مولايم بگوئی ،من هم می گويم:
يادم زوفای اشجع ناس آيد
وز چشم ترم سوده الماس آيد
آيد به جهان اگر حسين دگری
هيهات برادری چو عباس آيد(اين شعر را حضرت صاحب الزمان «عج» سروده اند)
۳-سرکار خانمزينب=
در ميکده هم خدا بينی با مرد خدای اگر نشينی
۴- جناب آقای رئيس جمهور آينده=
می خواستم جواب مسابقه رابدم... ديدم قبل از پائولوکوئليو داده...پس حرفهای اونو واسط می نويسم:
ما به ندرت در ميابيم که پديده های خارق العاده گرداگردمان را فرا گرفته اند. معجزه ها پيرامون ما رخ می دهند،نشانه های خدا راه را به ما نشان می دهند فرشتگان تمنا می کنند صدايشان را بشنويم...( بدليل زحمت زياد جناب آقای رئيس جمهور آينده و طولانی بودن متن، لطفاٌ ادامه نظر را در صفحه يادداشت مورخه ۲۷/۹/۸۱ملاحظه فرماييد.)
۵- سرکار خانمشيما=
در بيابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر بشنوی خار مغيلان غم مخور.
۶-سرکار خانمنگار(فرشته مهربونی)=
به نظر من اين متن بر می گرده به غيبت و دليل غيبت آقا و اينکه...(ايشان مطالب کامل و جامعی را در خصوص کلمه به کلمه موضوع مورد مسابقه، ارسال نموده اند، ولی اجازه قرار دادن بيش از اين مقدار را ندادند.)
۷-سرکار خانم هستی=
برای اينکه بزرگ باشی ، نخست کوچک بودن را تجربه کن.و گره تنهايی و پيچيدگی در خويشتن است.اگر در کائنات بنگری خواهی ديد ياری بر تر از حقنيست.
۸-سرکار خانممژگان بانو=
قبل از سلام به نظر شعرتان اشکال وزنی و ساختاری دارد، زيرا هرچه کردم موزون نشد در خواندن. مسابقه هم اهلش نيستم تنها محض همزبانی:(می) ها را هر طور که خواستيد بخوانيد:
آن را که حسرت می نيست می نده
راهش به خلوت می دان می کده
می دان و می خور و می خوان که پير ما
می آورد می نابی نيامده.
توضيحات:
تعدادی از عزيزان نيز لطف کرددند و با ايميل نظرات جامع و زيبائی را ارائه داده اند که متاسفانه به حقير اين اجازه را ندادند که برداشتهای آنان را منعکس نمايم. بهر حال از لطف تمامی دوستان سپاسگذارم؛ حتی آنانی که برايم ويروس ارسال نمودند.
ملاحظات:
در خصوص متن انتخابی جهت مسابقه ، متن فوق نه شعر بود ، نه نثر ، و نه هر چيز ديگر؛ تنها برداشتی آزاد از قسمتی ازنهج البلاغهبود که از حضرتعلی (ع)سؤال کردند:
آيا پروردگار خود را ديده ای؟
حضرت در پاسخ فرمودند:آيا چيزی را که نمی بينم عبادت می کنم؟او هرگز با چشم ديده نمی شود ، ولی دلها با ايمانهای واقعی ،شهودی او را درک می کنند.شايدمرحوم حافظ نيز بر اين اساس آن غزل عارفانه را سروده است:
بيدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی ديدش و از دور خدايا می کرد
مشکل خويش بر پير مغان بردم دوش
کو به تأئيد نظر حل معمّا می کرد

و چه زيبا گفته است صائب:
کعبه و بتخانه را بی يار ديدن مشکل است.
شايد به همين دليل است که، عرفان اساسش بر درون گرائی ،دل گرائی،و توجه به باطن گذارده شده است.و اين همان معنی حديث معروف حضرت رسول اکرم (ص)است که می فرمايد:من عرف نفسه عرف ربّه.
و يا اين آيه از قرآن کريم: و فی انفسکم افلا تبصرون
و به عبارت ديگر : خود را شهود کردن ، هرگز از شهود خالق جدا نيست.
تشبيه میکده در نظر حقير دنيای فانی بود،و در اين دنيا اگر يار خود را نشناسی ، سرگردان در پی آن خواهی بود.جام می الست ، از خود فارغ شدن و معشوق را ديدن است؛به عبارت ديگر: اوج تکامل انسان، عشق الهی است ، همان عشقی که انسان را از خود پرستی و خود خواهی نجات می دهد.
زيرا تا زمانی که انسان تحت تأثير فرامين نفس و خواسته های حيوانی خويش قرار دارد، در بند است؛و عشق گرچه بندگی معشوق را در پی دارد، ليکن از خود و خود پرستی ،شخص را رهانيده و به يکتا پرستی رهنمون می سازد.
وامام صادق(ع)نيز در اين خصوص فرموده اند:
نور محبت و عشق خداوند هرگاه بر درون بنده ای تابيد ، او را از هر مشغله ديگری،باز نی دارد. و هر يادی جز خدا ظلمت و تاريکی است.
فصل الخطاب عرايضم را با سروده ای از عارف زمانهبه اتمام می رسانم:
عاشقان روی اورا، خانه و کاشانه نيست
مرغ بال و پر شکسته، فکر باغ و لانه نيست
گر اسير رو اويی، نيست شو،پروانه شو
پای بند ملک هستی در خور پروانه نيست
می گساران را دل از عالم بريدن شيوه است
آنکه رنگ و بوی دارد لايق ميخانهنيست
مست شو،ديوانه شو، از خويشتن بيگانه شو
آشنا با دوست راهش غير اين بيگانه نيست.
انتخاب=
رأی شما به بهترين برداشت، نشانگر اعتماد به نفس وقضاوت عادلانه شما ميباشد.
منتظر قضاوت شما هستم.

/ 16 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژگان بانو

سلام بر تخريبچی دوران. نخست آنکه زنده باشی و سلامت. دوم انکه به قول معلم عزيزم چوبکاری فرموديد. من هم مشق می کنم. سوم انکه آقا چرا پس همه متن پيغام مرا اورديد؟ کلی خجالت کشيدم و عرق شرم ريختم که نفهميدم اين شعر نبوده و ...! حالا پيغام مجهول بماند که مرا با سطح خاک يکسان کرده بود! چهارم انکه اگر بخواهم رای دهم به اقای رئس جمهور اينده رای می دهم که اصلاهم نمی شناسمشان اما برداشتشان به مضمون مطلب شما نزديکتر بود! اميدوارم حالا که صلح است و دوران ساخت و ساز! به جای تخريبچی بودن ترکيبچی باشيد! حق يارتان

زينب

سلام ... و ممنون از لطفتون ! به نظرم ، ما شركت كننده ها نمي تونيم قضاوت كنيم .. چون همه رو حرف خودمون ايمان داريم و مسلما برداشت خودمون ررو به ديگران ترجيح ميديم .... باز هم ممنون !

مهدى

سلام و درود ! ميلاد حضرت مسيح(ع) ،ياور قائم آل محمد (عج) مبارك باداز بحث زيبا و پر باری که مطرح کرديد متشکرم .التماس دعا

مریم

salam,omid varam kee movafagh bashi. kash zood tar az inha ba webloget ashna shode bidam! vaghan kare jalebi karde bidi... felan ba ejaze ya hagh. byby

امين

سلام دوست عزيز،وبلاگ بسيار خوبي داريد به ما هم سر بزنيد.اگر ممكنه يه لينك هم به ما بديد.يا علي مدد

niloufar

ميلاد پاک فرزند مريم گرامی باد...

زهیر

سلام .بپا نری رو مین داداش.سر نمیزنی.یا شهید.

ناشناس

با سلام:مطالبتان در عين سادگي داراي پيچيدگيهاي خاص ميباشد كه نشان از روشنبيني و تعمق شما دارد.اما در يك جمله:تاريكي چشم انداز را زينت ميبخشد و هر كسي به ظرفيت خود از آن لذت خواهد برد.پس الا بذكرا...تطمئن القلوب. كرم حق هميشه نصيبتان.

رييس جمهور

سلام..ابولفضل جان همينجوری که نميشه رای گيری کنی که...اول با وزير کشور بايد همانگ کنی و ستاد رای گيری و کلی برنامه ها...اگه ميخوای گرفتار اينا نشی من رو برنده اعلام کن!!!

منكرات!

سلام ابوالفضل جان حس نمی کنی قالب وبلاگت کمی بهم ريخته در مورد نوشتهات هم که ديگه جايه حرف باقی نگزاشتی راستی اگه خواستی به وبلاگ دیوونه یه سر بزن قالب قشنگی برایه محرم طراحی کرده اگر خواستی ازش استفاده کن موفق باشي يا حق