محرم

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

تا محرم  مي رسد  دل  يادِ   جبهه مي كند

از براي يارانِ شهيدش بي قراري  مي كند

خاكِ سـنـگر كـربـلا را نـزديـك مي كند

كــربـلا را  در ذهـن  مـجـســم مي كند

يـادِ جــبــهـه  دل  را  هـوايـي مي كند

شـطِ فـرات و عـباس را تداعي مي كند

من نگويم كربلا در جبهه هاست

تـنها اجرشان با شهيدِ كربلاست

سنگر عشقي گر به پا بود در جبهه ها

اين همه بود از اعجاز شهيد کربلا

من نگويم شهداي جبهه ها

بود همسنگِ شهداي كربلا

حـرفِ  مـن حـرفِ دل  است

شهيدِ جبهه از خونِ دل است

گر كه سرخي خون هنوزم باقي است

گر که خون بر شمشير ساقی است اين هـمه از اعـجازِ كربلاست

از خونِ حسينِ(ع) سر جداست

گر بسيجي در جبهه در تاب و تب است

ديـده عباس(س) در شط  تشنه  لب است

گر كه فريادِ حسين(ع)هل من ناصر است

ايـن زمـان لـبـيك به رهبر واجب است

دريغا از غفلتِ آن كوفيان

مرحبا به غيرتِ بسيجيان

وقتي عباس رجز خواند در شطِ فرات

بسيجی تشنه لب گرديد فدات

اين زمان وقتِ اقتداء بر زيـنب است

شرح عاشقيِ شهداي تشنه لب است

اين زمان عشق را حاشا  كرده اند

خدمت را در قدرت معنا كرده اند

ايـن زمـان بــازم دلـم در كـربـلاست

اين قلم مشتاقِ نوشتن از جبهه هاست

اين زمـان عـشـق را به غارت برده اند

فوتباليست را الگوي شجاعت كرده اند

سـاقي ‌! قـدري ميٌِ مرگم بده

بيش از اين در دنيا زجرم نده

اي قلم محض خدا آرام باش

تـو از زجـرِ دلـم آگـاه  باش

مي نويـسم دردِ پنهانم كنون

از همان عاشقانِ دشتِ جنون

***

يا حسين(ع)آغاز كردم اين سخن

تـا بـگـويـم از عـشـقـي كـهن

000

 

و اما سخن خودم :

اين روزها بدجوری درگير نوشتن آخرين قسمت کتاب مجموعه داستانهای تخريبچی دوران هستم .

اگر خدا بخواهد و با دعای شما سروران گرامی تا اول فروردين سال ۸۵ چاپ و منتشر می شود.

طبق معمول هميشه از اينکه دير به دير توفيق نگارش نصيبم می گردد پوزش می خواهم.

ايام به کام

 

/ 24 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانو

سلام ... من خیلی محتاجم به دعا ... شمای ابولفضل دعامون کنيد ...با وعده‌ی شما ٬ منتظر فرودين ۸۵ هستم ...

دریا

سلامی به آرومی موجهای دریا / با چشم مهربونت، منتظرت هستم..........به امید فردایی روشن

فرشته ی سپید

سلام استاد! خوب که هستيد ان شاء الله؟؟طرفای ما ديگه نمياييد.......نميدونم شايد اشتباه از طرف من بوده...آيا من کاری کردم که شما رنجيديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟راستی من هم فرا رسيدن ايام عزاداری اباعبدلله الحسين رو به شما تسليت می گم...در باره ی اين روزها هم چند خطی نوشتم خوشحال ميشم اگه دوباره با قلم شيوا و زيباتون دفتر کاهی حقير رو ورق بزنيد.....

پریا

سلام .. انشاءالله کتابتون کامل به زودی چاپ ميشه . هميشه موفق باشيد . التماس دعا

ریحانه

اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَكُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ . با سلام وآرزوي قبولي عزاداري هاي شما . انشالله تونسته باشيم در اين ايام پيام عاشورا را كه همانا هيهات من الذله است را بخوبي درك كرده باشيم و نسبت به فرهنگ عاشورا معرفت كسب كرده باشيم . وبلاگ ساحل دل به روز است خوشحال ميشم به ساحل دل سر بزنيد . به اميد ديدار شما

فرشته ی سپید

سلام مجدد! اميدوارم مثل من غمگين نباشين....ممنون از کامنتتون...به خودم اميدوار شدم....فعلا نه حوصله ی آپ کردنو دارم و نه وقتش رو...امروز امتحان رياضی داشتيم...فردا هم نوبت شيميه که امتحان بگيره....چهارشنبه هم زيست و زبان و اگه بخوام براتون ليست کنم يه طومار ميشه. گلايه نمی کنم و اتفاقا به نظرم بهترين دوره ی زندگيم رو می گذرونم ولي... دوباره ممنون ازتون به خاطر اين که مجددا بهم سر زدين البته بنده فکر نميکنم لايق اين همه لطف و بزرگواری شما باشم... چيزهايی که مينويسم دست نوشته هايی بيش نيستند و گاه پر از ايرادهای ريز و درشت....هر چی باشه شما دستی به قلم داريد و... راستی آپ کرديد خبرم کنيد خودم هم سر می زنم ببخشيد اگه سرتون رو درد آوردم...فعلا يا علي

nahal

سلام. اميدوارم در همه جا و به خصوص اتمام کتابتون موفق باشيد

بانوي آسماني

سلام ابوالفضل عزيز خوبيد؟ مرسی که به من سر زدين..و ممنون از حضور سبزتون در وبلاگم موفق باشيد عزيز خدا نگهدارتون يا حق

میم.حسین

باز هم ممنون از لطفتون... ای کاش بیشتر در مورد کتابتون توضيح بديد.