از کربلا تا کربلا !

شهادت حسين ابن علي(ع) و ياران با وفايش، واقعه اي مربوط به يك زمان و مكان خاص نبود.!
بلكه درسي بود ماندگار و عاشقانه براي تمامي اعصار و عالم هستي.
در تشريح اين موضوع، بهترين تعريف را بزرگ عارف زمانه فرمود:
اگر دنيا ما را محاصره نظامي كنند، فرزند محرميم و مولايمان حسين(ع)...
در عصر حاضر فرزندان عاشورايي ،اين تبلور را بار ديگر به نمايش گذاردند؛ در جبهه هاي جنگ برخي اوقات شرايطي حادث مي گرديد كه هم كربلا و هم شعب ابي طالب در يكجا ظهور مي يافت.!!!
نيروهاي اطلاعات و عمليات، معمولاٌ به كررات شاهد اينگونه صحنه ها بودند، زيرا بارها در قلب مواضع دشمن، به دلايل مختلف به تله مي افتادند. آنان جهت جلوگيري از اسارت ، و در اصل ممانعت از لو رفتن منطقه عملياتي آينده، مجبور بودند روزها را با كمترين مواد غذايي سركنند.
اينگونه نيرو ها به جهت تحرك زياد نمي توانستند مهمات و مواد غذايي كافي با خود حمل كنند؛ لذا وقتي در جايي زمينگير مي شدند ، آنجا برايشان كربلا و شعب ابي طالب مي گرديد.!!!
سيّد مي گفت: در عملياتي كه اعضاي گروهك مزدور و خود فروخته مجاهدين باصطلاح خلق! در منطقه مهران ، به نام چهلچراغ انجام داده بودند، وي به همراه دو تن ديگر از اعضاي اطلاعات و عمليات، در قلب مواضع عراقي گير مي افتند. راه بازگشت آنان را مزدوران سد كرده بودند ، و در مقابل نيز ارتش بعث عراق قرار داشت. تنها راه ممكن انتظار بود و بس.
وقتي تمام آب و مواد غذايي را در يكجا جمع كرديم، تنها كمتر از يك قمقمه آب و چند دانه خرما كل موجوديمان براي انتظاري نا معلوم بود.
پنج شبانه روز در گرماي تير ماه ، ما سه نفر با همان يك قمقمه آب و چند عدد خرما بسر برديم. هر دانه خرما ساعتها دهان به دهان مي گشت وهر
قطره آب برایمان دریایی ارزش داشت !سيّد اضافه مي كند: چون كم سن ترين فرد آن گروه بودم ، هر كدامشان سعي مي كردند آب كمتري مصرف كنند ، تا به من آب بيشتري برسد.
من نمي توانم درك كنم كه يك قمقمه آب، سه نفر آدم و پنج شبانه روز انتظار در گرماي تير ماه!!!                                         

                                     

عشق بازی کار هر شياد نيست .... اين شکار دام هر صياد نيست...

عاشقی را قابليت لازم است... طالب حق را حقيقت لازم است...

عشق از معشوق اول سر زند... تا به معشوق جلوه ای ديگر دهد

شاهد اين مدعی خواهی اگر... بر حسين (ع) حالت او کن نظر

ظهر عاشورا در آن ميدان عشق... کرد رو جانب سلطان عشق

بار الهی اين سرم اين پيکرم... اين علمدار رشيد اين اکبرم

 

    يا حسين عطشان

/ 303 نظر / 59 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميثم

خوبی عمو جووووووووووووووونم

ميثم

ما که دلمون حسابی تنگ شده!!! خوبه فقط ۶ روزه .....

ميثم

راستی يادش بخير ۵ شنبه ی هفته ی قبل همين موقع اومديم خونتون....... يادش بخير........ چقدر بهت خوش گذشت

ميثم

به ما هم خيلی خوش گذشت..............راستی ميم مثل مادرم ديديم

ميثم

حيف زياد وقت نيست تا يه عالمه کامنت بذارم..........ولی خيلی مخلصيم.... خيلی کارت درسته عشقه منی

ميثم

مواظب خودت باشی عموی گلم منو خيلی دعا کن اينروزا............يا علی

می خونه عشق

سلام داداش....خیلی وقته دیگه نمبینمت ...به خاطر اینه که آی دی قبلیم هک شد..همون می خونه عشق رو میگم این آی دی رو ادد کن ...تازه وقت کردی یه سری هم به ما بزن..یا علی

همنفس وبلاگ

سلام من آپم و منتظر حضور شما شاد و موفق باشی بابای

درمانده

سلام خيلی ممنونم که بهم سر زدی اگه ممکنه آدرس منم تو لينکت بزار تا همه ببينن. ممنونم ازت.

سيد

من تو را تنها میگذارم .... تو گریه کن....!