نویسنده : ابوالفضل درخشنده - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٩
 

لا اله الا الله محمد رسول الله و علی ولی الله

انا لله و انا الیه راجعون

نقل است که وقتی ابرهه برای تخریب خانه خدا حرکت کرد ،‌در سر راه شتر های

 عبدالمطلب(از بزرگان قریش ) را تصاحب نمود.

عبدالمطلب برای باز پس گیری شتر هایش به میان لشگر ابرهه و رفت .

عبد المطلب-كه صرفنظر از شخصيت اجتماعى-مردى خوش‏سيما و با وقار بود

 همينكه وارد خيمه ابرهه شد و چشم ابرهه بدوافتاد و آن وقار و هيبت را از او

مشاهده كرد بسيار از او احترام‏كرد و او را در كنار خود نشانيد و شروع بسخن با او

 كرده پرسيد:

حاجتت چيست؟

عبد المطلب گفت:حاجت من آنست كه دستور دهى‏دويست‏شتر مرا كه بغارت

برده‏اند بمن باز دهند! برهه گفت:

تماشاى سيماى نيكو و هيبت و وقار تو در نخستين ديدار مرامجذوب خود كرد ولى

 خواهش كوچك و مختصرى كه كردى‏از آن هيبت و وقار كاست!

آيا در چنين موقعيت‏حساس وخطرناكى كه معبد تو و نياكانت در خطر ويرانى و

انهدام است،و عزت و شرف خود و پدران و قوم و قبيله‏ات در معرض هتك و زوال

 قرار گرفته در باره چند شتر سخن مى‏گوئى؟!

عبد المطلب در پاسخ او گفت:«انا رب الابل و للبيت رب‏»!

من صاحب اين شترانم و كعبه نيز صاحبى دارد كه از آن‏نگاهدارى خواهد كرد!

ابرهه گفت:هيچ قدرتى امروز نمى‏تواند جلوى مرا از انهدام‏كعبه بگيرد!

عبد المطلب بدو گفت:اين تو و اين كعبه!

...

این آخرین پست این وبلاگ است !

وبلاگی که به عشق شهداء تاسیس شد و تنها از آنان و عشق حقیقی می

 نوشت.

با خبر شدم که فیلم تخیلی اخراجی ها که که بدلیل ساختار ضعیف هنری اش

 جای هیچ حرفی را باقی نگذاشته است قرار است روز جمعه ساعت ۳۰/۲۲

دقیقه از صدا و سیمایی پخش شود که خیلی ها برای برپا بودن این صدا و سیما

که متعلق به نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد ، جان و جوانی خود را داده

 اند!

مردم حق دارند که هرچی که دوست دارند داشته باشند و هرچه که دوست دارند

ببینند . اصلا شهدا رفتند که به مردم این آزادی را هبه کنند . من بی مقدار کی

 باشم که بخواهم جلوی این آزادی را بگیرم.

گفتم که این فیلم وهن شهدا و رزمندگان ماست و دلایلم را نیز بصورت کتبی بیان

 نمودم...

حال که اینگونه هست ، به احترام همان آزادی ای که شهدا به مردم ما اعطا

کردند، من نیز از حق خودم گذشتم و درست( بلا تشبیه )به مانند عبدالمطلب تنها

به سراغ شتر هایم که همین وبلاگم است می روم! و بدینوسیله اعلام می کنم در

اعتراض به هتک حرمت رزمندگان هشت سال دفاع مقدس که امنیت و رفاه و

 بالندگی ما ثمره جانفشانی آنان است ،‌ دیگر هیچوقت قلمم را در اعتلای فرهنگ

 شهدا به کار نخواهم گرفت ! و هیچوقت دیگر تا زمانی که زنده ام نه کتابی می

 نویسم ، نه مقاله ای ، نه نوشته ای در ترویج فرهنگ شهدا !

من اختیار قلمم را دارم و شهدا نیز خود بهتر می توانند از فرهنگ خود در مقابل این

 هجمه سپاه ابرهه دفاع کنند.

این نوشته آخرین وصیت من بود.

راضی نیستم هیچکدام از مسئولانی که در تهیه و پخش این فیلم تخیلی اخراجی

 ها مساعدت کرده اند و حتی آنانی که در پخش این فیلم سکوت کرده اند در

مراسم تشیع جنازه و یا ختم من شرکت کنند.

این آخرین وصیت من است.

می دانم که عمر دست خداست و من نیز بنده مطیع اویم. پس از او می خواهم که

مرگم را برساند تا شاهد این توهین سخیف به مقدساتم نباشم.

وعده دیدار ما پل صراط در قیامت ! در این دنیا صدایم به هیج جا نرسید ! در آن دنیا

در کنار همرزمانم جلویتان را سد می کنیم...