معاشقه!
نویسنده : ابوالفضل درخشنده - ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۱٩
 

رسم است که در معاشقه، عاشق بهترين لباسها را بپوشد و خود را به بهترين عطر ها معطّر نمايد.
لذت معاشقه در خلوت بودن فضاست!
يعنی جائی که تنها عاشق و معشوق باشند؛ و با تمام وجود، بدون توجه به محيط اطراف ، غرق هم شوند.
اين خلوت سرا را ميعادگاه عشاق نام نهاده اند...
در کنار سنگرها هم ميعادگاه هايی بود به مانند قبر حفر شده! فقط معشوق می دانست که چه عشاقی شبها در اين قبر ها، با او چه معاشقه ای دارند.
معاشقه ای در دل شب که تنها او بود و ...
يکی از اين ده ها قبر موجود در کنار سنگرها، متعلق به سيّد بود.
کسی رفتن سيّد را در دل نيمه شب متوجه نمی شد، ولی آمدنش که همزمان با نماز صبح بود را همه از بوی خوش او می فهميدند...

نشــــود فـــاش کســـی آنـــچه ميــــان مـــن و تـــوســت
تــــا اشـــارات نــظــر، نـــامــه رســان مــــن و تــوســــت
گــوش کــن!بـــا لــب خــامــوش ســــــخن می گويــــم
پــاســخم گــو بــه نــگاهی که زبــان مــن و تــوســـت
روزگــاری شــد و کــس مـــرد ره عشــــق نـــديــــــد
حــاليــا چشــم جــهــانی نــگــران مــن و تــوســت
گــرچــه در خــلــوت راز دل مــا کــس نــــرســيــد
هــمــه جــا زمــزهء عــشــق نــهــان من توسـت
نــقــش مــا گــو نــنـگــارنــد بــه ديـبـاچــه عقل!
هر کجا نامهء عشق است، نشان من و توست
--------------------------------------
شعر از:سایه
------------------------------------------------------------------------------------------

و اما حرف خودم

از اينکه دير به دير توفيق نگارش نصيبم می گردد از تمام سروران گرامی پوزش می طلبم.

بالاخره کتاب قرارمون ساعت عشق از سری مجموعه داستانهای تخريبچی دوران ، منتشر شد.

ملتمس دعای خيرتان هستم...