کاروان اسرا
نویسنده : ابوالفضل درخشنده - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/۱٢/٢٧
 

کاروان اسرا به سوی شام روان است، و در هر شهر و قریه ای به نشانه پیروزی! اسرا را در میان انظار می گردانند...نثار دشنام توسط غافلان انسان نما و مرعوبان از خدا بی خبر، کمترین اهانت ها بود...
می گويند: کاروان اسرای جنگی ایران بعد از عملیات والفجر مقدماتی ، در ماشینها بدون حفاظ شهر به شهر گردانده می شد ، و مردم شهر ها با پرتاب سنگ از این باصطلاح مجوسان نا مسلمان! پذیرایی می کردند!
در شهر بغداد اهانتها به اوج خود رسید؛ به ناگاه از میان خیل اسرا یکی برخواست و با صدایی رسا سورهء جمعه را با لحنی محزون قرائت نمود...
يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ...
دیگر نه سنگی است و نه دشنامی؛ ولی باران باتون و لگدها ، پهلو و دندانها را نشانه گرفته اند...

آنان که رفتند کاری حسینی کرده اند،آیا ما توانستیم رسالت زینبی خود را به انجام رسانیم؟!
یا تنها پیکرهای مطهر شهدا را با تنی خسته از جبهه ها آوردیم ، و فرهنگ ناب عاشقی را در همان جبهه دفن نمودیم!!!