از کربلا تا کربلا!
نویسنده : ابوالفضل درخشنده - ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/۱٢/٢٠
 

شهادت حسين ابن علی(ع) و ياران با وفايش، واقعه ای مربوط به يک زمان و مکان خاص نبود.!
بلکه درسی بود ماندگار و عاشقانه برای تمامی اعصار و عالم هستی.
در تشريح اين موضوع، بهترين تعريف را بزرگ عارف زمانه فرمود:
اگر دنيا ما را محاصره نظامی کنند، فرزند محرميم و مولايمان حسين(ع)...
در عصر حاضر فرزندان عاشورايی ،اين تبلور را بار دیگر به نمايش گذاردند؛ در جبهه های جنگ برخی اوقات شرايطی حادث می گرديد که هم کربلا و هم شعب ابی طالب در يکجا ظهور می يافت.!!!
نيروهای اطلاعات و عمليات، معمولاٌ به کررات شاهد اينگونه صحنه ها بودند، زيرا بارها در قلب مواضع دشمن، به دلايل مختلف به تله می افتادند. آنان جهت جلوگيری از اسارت ، و در اصل ممانعت از لو رفتن منطقه عملياتی آينده، مجبور بودند روزها را با کمترين مواد غذايی سر کنند.
اينگونه نيرو ها به جهت تحرک زياد نمی توانستند مهمات و مواد غذايی کافی با خود حمل کنند؛ لذا وقتی در جايی زمينگير می شدند ، آنجا برايشان کربلا و شعب ابی طالب می گرديد.!!!
سيّد می گفت: در عملياتی که اعضای گروهک مزدور و خود فروخته مجاهدين باصطلاح خلق! در منطقه مهران ، به نام چهلچراغ انجام داده بودند، وی به همراه دو تن ديگر از اعضای اطلاعات و عمليات، در قلب مواضع عراقی گير می افتند. راه بازگشت آنان را مزدوران سد کرده بودند ، و در مقابل نيز ارتش بعث عراق قرار داشت. تنها راه ممکنه انتظار بود و بس.
...وقتی تمام آب و مواد غذايی را در يکجا جمع کرديم، تنها کمتر از يک قمقمه آب و چند دانه خرما کل موجوديمان برای انتظاری نا معلوم بود.
پنج شبانه روز در گرمای تير ماه ، ما سه نفر با همان يک قمقمه آب و چند عدد خرما بسر برديم. هر دانه خرما ساعتها دهان به دهان می گشت و... هر قطره آب...
سيّد اضافه می کند: چون کم سن ترين فرد آن گروه بودم ، هر کدامشان سعی می کردند آب کمتری مصرف کنند ، تا به من آب بيشتری برسد ...
من نمی توانم درک کنم که يک قمقمه آب، سه نفر آدم و پنج شبانه روز انتظار در گرمای تيرماه...

عمو ، عمو العطش ...