نقش صورت و سيرت در بوجود آمدن عشق
نویسنده : ابوالفضل درخشنده - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٠/۱٢
 
چند وقت پيش مطلبی شبه خاطره در وبلاگ يکی از دوستان مشاهده کردم که نويسنده محترم از ازدواج دوست خود با مردی کوتاه قد، کم مو و چاق ، اظهار تعجب نموده بود.
برايم اين سؤال مطرح گرديد که زيبائی ظاهری در بوجود آمدن علاقه و محبت تأثیر دارد يا خير؟
از طرف ديگر ،آيا وضعيت ظاهری در تداوم آن محبت ، نقشی دارد؟!
وآيا اصولاٌ سيرت زيبا باعث بوجود آمدن علاقه است يا صورت زيبا!

به اين واقعيت جامعه کاری ندارم که برخی بدلايل مختلف از جمله بيماری خود کم بينی ، يا عقده حقارت، ويا ساير مشکلات روحی و روانی ، با صرف هزينه های گزاف تن به عمل های جراحی پلاستيک می دهند!
روی صحبت من به نقش زيبائی در تداوم عشق و علاقه معشوق نهفته است.
به دفعات شاهد بوده ايم که انسانی در نظر معشوق خود ،فوق العاده زيبا تجلّی يافته، در حالی که در نزد ديگران يک فرد عادی به نظر می رسد!
فکر ميکنم داستان ليلی و مجنون مصداق خوبی برای حسن الخطاب اين بحث باشد:
مجنون در وصف ليلی آنچنان شعر و غزل گفت که هارون الرشيد خيال کرد اين دختر چه لعبتی است! و در دنيا نظير او يافت نمی شود؛ امّا وقتی ليلی بيابان نشين را به نزد او آوردند و او را ديد، متوجه شد که ليلي ای که مجنون از او آن توصيفات را کرده است ، يک زن عادی و سياه چرده ای است که مطلقاٌ قابل توجه نمی باشد.
چه زيبا مرحوم مولوی اين داستان را سروده است :
به مجنون گفت روزی عيب جويـــــــــــــی
که پيدا کن به از ليلی نکويـــــــــــــــــــــی
که ليلی گر چه در چشم تو حوری اسـت
به هر عضوش ز اعضايش قصوری اســــت
چو مجنون اين سخن بشنيد آشفــــــــت
در آن آشفتگی خندان شد و گفــــــــــــت
تو مو ميبنی و مجنون پيچش مــــــــــــــو
تو ابرو، او اشارتهای ابــــــــــــــــــــــــــــــرو
اگر در کاسه چشمم نشينـــــــــــــــــــــی
به غير از خوبی ليلی نبينـــــــــــــــــــــی
حقير خود اعتقاد دارم که صورت زيبا دوام چندانی ندارد، آنچه که عشق را جاودانه می سازد سيرت زيباست.
براستی شما چه فکر می کنيد؟