سؤالات بی پاسخ از بنیاد حفظ ارزش های دفاع مقدس
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱٩  کلمات کلیدی: بیناد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس ، سوالات بی پاسخ ، ادبیات دفاع مقدس ، بنیاد حفظ اثار
سؤالات بی پاسخ از سال 83 تا کنون

 

چرا خیلی از نویسندگان عرصه‌ی دفاع مقدس، توفیق نگارش دومین کتاب خود را نمی‌یابند؟!

هنوز هم در بر همان روال می چرخد و دریغ از پاسخگویی!


ابوالفضل درخشنده - نویسنده مجموعه داستان‌های تخریبچی دوران - به بیان مطالبی درباره‌ نهمین دور‌ه انتخاب بهترین کتاب سال دفاع مقدس پرداخت. در نامه وی که با عنوان گلایه از خویشتن نگارش یافته، آمده است: "بالاخره بهترین های کتاب های منتشرة سال 83 در عرصة ادبیات دفاع مقدس ، توسط بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس انتخاب و معرفی گردید . لیکن متأسفانه در بخش های مختلف منجمله ادبیات داستانی هیچیک از آثار منتشره شایستة انتخاب در رده های اول تا سوم قرار نگرفت ! در این مجال بدون توجه به سؤالات متداول مطروحه که همه ساله پس از برگزاری این همایش در اذهان اهل قلم خطور می کند ، نگارنده تنها به دو نکته اساسی به صورت گذرا اشاره ای خواهم داشت: الف ) طبق اظهارات مسئولین بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس ، در سال 83 در حدود 325 یا 350 عنوان کتاب در عرصة ادبیات دفاع مقدس نگارش و چاپ گردیده است، که از این تعداد 171 عنوان سهم بخش دولتی و 154 عنوان مربوط به بخش خصوصی می‌باشد. با نگرش بر همین آمار ، تعداد کتب منتشره در این عرصه، نسبت به آمار نشر سال 82 افت کمٌی را نشان می دهد و اگر عدم انتخاب کتاب برتر در بخش های مختلف من‌جمله ادبیات داستانی را هم در نظر بگیریم، امسال متأسفانه علاوه بر افت کمٌی، شاهد افت کیفی آثار مربوطه نیز می باشیم! تنها مسئول این افت کمٌی و کیفی، بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس می‌باشد. زیرا این بنیاد با در اختیار داشتن ردیف بودجة مشخص و تعریف شده ، مسوولیت این امر را بر عهده دارد. باید باور کنیم که عرصة ادبیات دفاع مقدس به مانند میدان مینی است که با تهدیدهای مختلف، اهالی قلم این وادی را با خطر مواجه می سازد. زیرا کسانی که در این عرصه قلم می زنند به خوبی واقفند تنها باید به رضای معشوق امید داشته باشند که همان ادای تکلیف است، زیرا نوشتن از عشق حقیقی و جانبازی مردان خدا در جبهه های جنگ تحمیلی، در این وانفسای عشقهای دروغی و پر فریب، هیچگونه سود مادی ای برایشان در بر ندارد و مراکز مافیایی توزیع و پخش نیز در این رابطه به‌صورت سازماندهی شده، از توزیع اینگونه آثار خودداری می کنند ! اگر بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس که در این میدان مین، حکم تخریبچی ( خنثا کنندة مین ) را دارد، نتواند به شایستگی از اهالی قلم حمایت کند و راه را برایشان هموار سازد؛ درست به مانند همان تخریبچی بازی گوش در میدان حقیقی مین است که یکی در میان مین ها را خنثا می کند، و هر که پا در این میدان بگذارد احتمال رفتن روی یکی از این مین های خنثی نشده برایش متصوٌر است! متأسفانه در عرصة میدان مین ادبیات دفاع مقدس از این مین های خنثا نشده به کرات مشاهده می کنیم که خیلی ها را وادار به شکستن قلم نموده و برخی از افراد سست اعتقاد را به فروختن قلم ! ذکر نمونه لازم نیست که خود شاهد نویسندگانی بوده اید که پس از نوشتن چندین کتاب در حوزة ادبیات دفاع مقدس، به نوشتن آثار سخیفِ عشق های مجازی رو آورده اند … بگذریم از بسیاری که غیرت زمان جنگ را هنوز از آنان به یغما نبرده اند و زجر شکستن قلم را به ننگ فروختن آن ترجیح داده اند. به راستی چرا خیلی از نویسنده های این عرصه ، توفیق نگارش دومین کتاب خود را نیافتند ؟! آیا به‌غیر از این است که مسئولین و متولیان فرهنگ ادبیات دفاع مقدس ، به وظیفة ذاتی خود عمل نکرده اند ! چه عاملی باعث گردیده تا از حجم چند صد هزاری عناوین مختلف کتب چاپ شده در طول سال ، تنها کمتر از چهار صد عنوان در حوزة ادبیات دفاع مقدس به چاپ یرسد ؟! ب ) یکی دیگر از ضعف های موجود در عرصة ادبیات دفاع مقدس ، ارتباط برقرار کردن با نسل جوان کنونی است که متأسفانه بدون توجه به اهمیت این امر ، متولیان تمام سعی خود را به نگارش و چاپ خاطرات مبذول داشته اند و از حوزة ادبیات داستانی و جاذبه های آن برای ارتباط بر قرار کردن با نسل جوان کنونی غافل شده اند ! عرصة ادبیات دفاع مقدس قابلیت های زیادی دارد که می توان با واقع نگری و دخیل کردن جاذبه های داستانی ، همان خاطرات را به گونه ای به چاپ رساند که مورد اقبال نسل جوان نیز قرار گیرد . جای تأسف دارد از حدود 325 عنوان کتاب چاپ شده در این حوزه ، تنها چهل عنوان در بخش ادبیات داستانی به نگارش در آمده است . آن هم مطمئن باشید که بنیاد هیچ نقشی در چاپ این تعداد قلیل نیز نداشته است . کلام را کوتاه کنم و برگردم به سؤال های بی جوابم که آیا فلسفة وجودی بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس تنها برگزاری همایش بهترین های کتاب سال دفاع مقدس می‌باشد ؟! به‌راستی تا کنون این بنیاد برای حفظ معدود نویسندگان عرصة ادبیات دفاع مقدس ، چه اقداماتی را انجام داده است ؟! آیا برای ارتقای سطح کیفی نویسندگان این عرصه ، اصلاً اقدامی صورت گرفته است ؟! برای پرورش استعداد ها و معرفی سبک و سوژه های جدید در این عرصه آیا اقدامی به‌عمل آمده است ؟! و یا تنها به خاطره نویسی همچنان دل خوش هستید ! برای پخش و توزیع همین اندک کتب منتشره ، آیا اقدام اصولی صورت گرفته است ؟! خود شما واقفید که وضعیت مافیای پخش کتاب در کشور ما چگونه است . پس نگویید با تنها فروشگاه کتابتان توانسته اید این انحصار را بشکنید که سؤال حقیر این نیست ، بلکه توزیع در سطح کشور مورد نظر است ، و در دسترس قرار دادن اینگونه آثار در دید مخاطب .در ثانی در همان فروشگاهتان آیا آثار همة نویسندگان ادبیات دفاع مقدس را گرد آورده اید ؟ و یا آنجا هم مختص از ما بهتران شده است ! برای نگارنده باعث تأسف است که در مقابل تیراژ میلیونی سایر کتب منتشره در حوزه های دیگر ، به حدود 325 عنوان کتاب منتشره در عرصة دفاع مقدس ، اینگونه برخی از آقایان با افتخار بیلان کاری ارائه می دهند ! در حالی که متوٌلی چاپ اکثریت این کتابها نیز آنها نبوده اند ! بگذریم از این موضوع که در سال گذشته نیز سؤالاتی را از عملکرد بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس مطرح کردم ، ولی در سال پاسخگویی ، پاسخی داده نشد ! بیایید باور کینم عرصة دفاع مقدس ، عرصة خود خواهی ها . منفعت طلبی های فردی و جناحی نیست . بیایید باور کنیم عرصة ادبیات دفاع مقدس جایگاه هر ورشکستة قلم فروشی نیست . بیایید باور کنیم عرصة ادبیات دفاع مقدس جبهه است و قلمش تنها سلاح موجود. شما که در این جبهه فرهنگی تا کنون تنها غنیمت خوار بوده اید ، آیا نمی خواهید کاری کنید که حداقل حقوق های دریافتی خود را حلال کنید ! ( ای کاش لا اقل مقدمة کتاب قرارمون ساعت عشق را که در سال 83 منتشر گردید و به فرهنگ شهدا اختصاص داشت ، قدری حتا به صورت گذرا ، مطالعه می کردید ). زیاده جسارت است…" انتهای پیام

لینک خبر:

http://isna.ir/news/8408-14739.35266/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D9%8A%D9%84%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88%D9%8A%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B1%D8%B5%D9%87-%D9%8A-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3-%D8%AA%D9%88%D9%81%D9%8A%D9%82

 


 
نشست ادبی"ادبیات مقاومت و انقلاب اسلامی"
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٤  کلمات کلیدی: ادبیات مقاومت ، ادبیات انقلاب اسلامی ، مهندسی فرهنگی ، مهندسی فرهنگی معکوس

ابوالفضل درخشنده :

مهندسی معکوس افراد را به ناحق به قدرت رانت به جایی می کشاند که سواد وعلمش را ندارند

 

درایام دهه فجرامسال خانه صدف، با موضوعیت " ادبیات مقاومت و انقلاب اسلامی " نشستی ادبی با حضورابوالفضل درخشنده "کارشناس و میهمان برنامه " و داوود ملکی "مجری" در محل فرهنگسرای اشراق، برگزارگردید. درزیرحاصل این گفتگو را می خوانید.

 

 

گروه گزارش کانون زنگ داستان، لنا گودرزی: ابوالفضل درخشنده محقق، نویسنده ومدرس ادبیات داستانی متولد 1348، از جمله رزمندگانی بوده اند که درهشت سال جنگ تحمیلی، جنگ را از نزدیک لمس کرده اند. حاصل این تجربه ایشان درکتابهایشان نیز قابل مشاهده است. ایشان با بیش از سی جلد کتاب منتشره ازجمله پیشتازان عرصه ادبیات داستانی کشورهستند. کتابهای شیطان پرستان(منتشر شده در سال 1364)، اشک نسل سوم برای تخریبچی دوران، گمشده تخریبچی دوران، تخریبچی دوران درپایگاه اطلاعاتی دشمن، قرارمون ساعت عشق 1و2، نقش فرهنگ شهدا در فرهنگ کشور، نمازاظهارعشق است، غریب تخریبچی دوران، زمان معاشقه، نقش فرهنگ شهدا در امنیت ملی و تاثیر آن بردانشجویان، تخریبچی دوران درقصه بی انتها، مجموعه داستان کوتاه رازاثیر و ازجنون تا مجنون ، کتابهای داستان نویسی پیشرفته (10جلدی) و.....

همچنین ابوالفضل درخشنده به عنوان پیشکسوت نمونه فرهنگی کل نیروهای مسلح، نویسنده برگزیده سومین همایش اندیشه و قلم آجا، داور جشنواره بین المللی آخرین منجی، داور جشنواره رسانه های دیجیتال وزارت ارشاد و مسئول هیئت داروان جشنواره های مختلف فرهنگی، و اولین و منحصر به فردترین کلاس های آموزش داستان نویسی پیشرفته 10 ترمی، و... . ایشان دارای سوابق فرهنگی طولانی نیزهستند.

 

این جلسه با پرسش آقای داوود ملکی اینگونه آغاز شد:

داوود ملکی: هر انقلابی درهرجای دنیا وقتی اتفاق می افتد، براساس یک سری تئوریهای، یک سری ایدئولوژی ها و ما به عنوان  آرمان و الگوهایی می شناسیم که آن انقلاب قرارهست نسبت به جریان حاکمیت قبلی آنها برقرار کند وبه تبع ادبیات یکی از هنرهای تاثیرگذاری هست که به نظر من نسبت به شاخه های دیگرهنری تاثیرگذاری بیشتری درروند انتشارایدئولوژی، تفکر، راهکرد، رویکرد یا هر چیزی که بخواهیم اسمش را بگذاریم ، حداقل تا انقلاب اسلامی خیلی موفق عمل کرده است . درانقلاب فرانسه ما به عنوان پیشروآثار ویکتورهوگورا معمولا" می شناسیم .درانقلاب روسیه اگرما به ادبیات روسیه بخواهیم توجه بکنیم ، آثار شولوخف از عناصر انقلابی قوی هست که می بینیم خوب تاثیرگذارهم بوده است . بطوریکه مقام معظم رهبری هم در تربیت خودشون اشاره داشته اند که ،آثارشولوخف خوانده شود، به خاطر اینکه تاثیرگذاری انقلابی زیادی  دارد. به خاطراینکه این آثارکه برگرفته ازالگوها و آرمانهایی است که درآن انقلاب بوده و قرارهست به منحصه ظهور برسد و در حقیقت درسطح جامعه تجلی پیدا کند . حالا اینکه چقدرانجام بشود ، چقدر اتفاق بیفتد ، چقدرموافق یا مخالف پیدا کند ، به بحث زمان می رسد و بحث اینکه آن انقلاب چقدرمی تواند درراهبرد خود موفق بوده باشد . این مقوله ، مقوله ای هست که انقلاب اسلامی ازآن خارج نیست . انقلاب اسلامی براساس یک سری تئوریهای، یک سری ایدئولوژی ها که برگرفته از مکتب اسلام ، مذهب وبرخی از عرفها وسنتهای اجتماعی ایران است که به قول معروف منظورشده است با مذهبی که از آن نام می بریم . این رویکرد را رهبری به نام امام خمینی (قدس سره) آمده اند وبه عنوان تئوری انقلاب مطرح کردند و این انقلاب با خواست مردم شکل گرفت . بحثی در مورد تائید یا تکذیب یا هرچیز دیگراین موضوع نداریم. اما در انقلاب اسلامی هم این اتفاق افتاد . یعنی یکسری پیشرو داشتیم که در مخالفت با حاکمیت دوران قلم زدند . ازآن جمله می توانیم به جلال آل احمد اشاره کنیم . به آثار دکتر شریعتی اشاره کنیم . از آن دوره می توانیم به ادبیات اصطلاحا" مذهبی شهید مطهری اشاره کنیم . اما در قالب داستان بیشتر آثار برمی گردد به کارهای نویسنده هایی مثل جلال آل احمد. شعرایی مثل احمد شاملو، اخوان ثالث و دیگران که درآن دوره هم آنها طعم انحصاررا کشیده اند . طعم آزار واذیت حاصل ازبرون ریزاین حس ضد حکومتی را دیده اند . وبعد که درجریان انقلاب اتفاق افتاد و به نظر من داستانهایی رو داشت که به سمت حماسه سرایی می رفته اند به خاطر ایجاد انگیزه بیشتردرمردم و به طبع چون به جنگ متصل شد ، این آثاربیشتر به سمت حماسه سرایی و بیان مظلومیتهای مردم درگیر در جنگ داخل کشورمون هم کشیده شده بود ، که ازآن دست هم می توانیم به کارهایی اشاره کنیم، ازجمله کارهای آقای فراست که معمولا" به این سمت حرکت کردن . چون فاصله ای که اتفاق انقلاب در خودش جای داد تا فاصله اتفاق جنگ خیلی طولانی نبود ، که بخواهیم آثاررو از هم تفکیک کنیم و این طورشد که اسم این جلسه را گذاشتیم جلسه ادبیات انقلاب و مقاومت ، چون تقریبا" ما 36،37 سال هست که درمقاومت به سرمی بریم . یعنی انقلاب که شد شروع کردیم به مقاومت و خود این هم پیامدهایی را دراختصاص خودش داشت . من اولین سوالی که از آقای درخشنده عزیز دارم این است که تعریفتون ازادبیات انقلاب چیست و آیا اصلا" تعریف خاصی می توان برای این  ادبیات داشت ؟ اصلا" منطقی هست این تعریف اگرداشته باشید یا خیر؟

 

ابوالفضل درخشنده : فکر می کنم باید برگردیم به معنا و مفهموم انقلاب . هر انقلابی ، هردگرگونی یک سری تغییراتی را ایجاد می کند . چه تغییرات ماهوی که هست و چه تغییرات نگرشی که افراد نسبت به موضوعات خاص دارند، وظیفه هنرمند داستان نویس دریافت نشانه بیرونی برای خلق یک اثر ماندگار و ثبت حوادث و اتفاقات است . ما می بینیم که کشورهای پیشرفته از این تحت عنوان مهندسی فرهنگی نام می برند وشروع می کنند از طریق نویسنده ها داستانهای مرتبط با موضوع را می نویسند . به عبارت بهتر به جای اینکه انقلاب شکل بگیرد ، به انقلاب سرو شکل داده اند . آمادگی ایجاد می کنند برای تغییر و تحول .ببینید وقتی حضرت امام (ره) می گفتند سال 1342 سربازان من در گهواره هستند . یعنی مبارزات انقلاب ماقبل از سال 42 شکل گرفته بود. یعنی مهندسی فرهنگی برای آمادگی جامعه انجام شده بود.که شاید سردمداران این جریان همانطور که شما فرمودید برخی از نویسندگان بزرگ بودن ازجمله دکتر شریعتی ، شهید مطهری که وظیفه اش با کتاب داستان راستان و برخی از مقولات فرهنگی که داشتن آماده سازی ذهن جوانها برای ایجاد یک رفرم اجتماعی بود. پس من هنرمند زمانیکه تو بتن قضایا قرار می گیرم حاصل یک فرایند را دارم ملاحظه می کنم که ازقبل آن یک سری تئوریسینها برنامه ریزیش کرده اند . ولی متاسفانه ما ازبدو شروع انقلاب دیگر این مهندسی فرهنگی را ندیدیم . فقط رفتیم سراغ جوششهای حسی . به محض اینکه یک اتفاق افتاد برخی از افراد به خاطر جوشش حسی که داشتند شروع کردند به نوشتن . آثارخوبی هم خلق شد ولی آثارخیلی خوبی هم خلق نشد .چرا؟ چون هیچ تفکری پشت سراین قضیه نبود . وقتی هم که بلافاصله ظرف یکی دوسال وارد دفاع مقدس شدیم ، دوباره همان جوششهای حسی بود .بدون اینکه هیچ کوشش فکری پشتش قرار بگیرد. تا بتوانیم آن جوششهای حسی را هدایت کند و سازماندهی کند . ما با تهییج احساسات جوانانمان مواجه بودیم . در نتیجه متولیان فرهنگی جامعه ما بیشتر به سمت کارهای شعاری و کلیشه ای پیش رفتند.نه اینکه بخواهند برنامه ریزی کنند برای چند سال آینده یا یرای اتفاقات بعدی . پس حاصل تمام زحمتهایی که متولیان فرهنگی ما کشیده اند اینجاست که داریم مشاهده می کنیم . یعنی از قبل انقلاب شاهد مهندسی فرهنگی بوده ایم .نمی توانیم منکرش هم بشویم . ولی بعد از آن جوشش حسی بود ، که فرهنگ کشور مارا پیشبرد. شاید بتوانیم ازاین دید به آن نگاه کنیم که اگرمتولیان فرهنگی به مادر تمام رشته های نمایشی که داستان نویسی است با دید کارشناسانه تری توجه می کردند ، مطمئنا" ما تئاتر قوی تری داشتیم . سینمای پویاتری داشتیم و به تبع آن فرهنگ جامعه غنیمان غنی ترهم می شد . من نکته ای را می خواهم بگویم وبعد ازآن از فرمایشات شما وبزرگوارانی که اینجا هستند استفاده کنم . وقتی که نیازی را در جامعه احساس می کنیم وظیفه هنرمند داستان نویس هست که این نیاز را در جامعه جواب بدهد . اگر بخواهیم کارشناسی تر به موضوع نگاه بکنیم وظیفه هنرمند داستان نویس ایجاد نیاز درجامعه است . نه اینکه پیرو آن جریانات باشد. متاسفانه مهندسی فرهنگی نه تنها درکشورما انجام نشد بلکه جنبه معکوس آن شکل گرفت . سابقه سازیهای غلت ، داستان نویس هایی را که افرادی که تخصصش را نداشتند ، بعنوان متخصص وارد عرصه ادبیات داستانی شدند . بدون اینکه به نیازهای جامعه توجه کنند . این عدم توجه به نیاز جامعه باعث شده است که ما جشنواره فیلم فجری را داریم، که با چه عظمتی دارد برگزار می شود ، اما فیلم فجر ثمره یک داستان خوب باید باشد . شما درکشورهای دیگردنیا ببینید، کشورهای صاحب سبک و قلم . ابتدا کتاب این داستان نوشته می شود ، منتشر می شود . براساس آن داستان صحنه پردازی ها را حذف می کنند . شرح صحنه می کنند و تبدیل می شود به فیلم نامه . این فیلم ساخته می شود و جایزه اسکاررا هم می گیرد. اما درکشورما نویسنده خودی ست . کارگردان خودیست . تهیه کننده بیش ازاندازه خودیست . توقع داریم چه آثار فاخری خلق بشود ؟ به غیرازاینکه وقتی کتابی چاپ نشده ، بازخور عمومی گرفته نشده . فیلمی هم که ساخته می شود خوب معلوم است دیگر . باید به زور تبلیغات ژورنالیستی به فروش برسد . من نکته ام اینجاست . ماهاهمه ، چه هنرمند باشیم و چه نباشیم جوشش حسی را داریم . از نشانه های بیرونی الهام می گیریم و رفتارهای اجتماعی خودمان را براساس حس درونیمان شکل می دهیم . امکان دارد اتفاقات روزمره ای که برای ما می افتد ، بارها بارها نشانه های بیرونی ، حتی خلقیات ما را دستخوش تغییرات کند. و رفتارهای عادی و روزمره ما را دستخوش تغییر و تحول کند.هر فرد بنا برشرایطی که دارد واکنش نشان می دهد. هنرمند داستان نویس چون درونگراست دست به قلم می برد . اما چه خوراک فکری به من داده شد که من نشانه بیرونی را توصیف عینی کنم نه توصیف اکسپرسیونیستی . زمانیکه من بسترذهنیم آلودست هر نشانه بیرونی را ببینم قلمم آلودست . چون بستر ذهنی فراهم نشده ، برای من و امثال من . تا بتوانم با آن دیدگاه یعنی اینکه مهندسی فرهنگی آن بستررا برای من فراهم کند تا من بتوانم این کارا انجام بدهم . من به عنوان کسی که تا حالا سی جلد از کتابهای من منتشر شده است و رمان تخریبچی دوران هم به مقوله انقلاب و دفاع مقدس پرداخته است . یعنی یک شخصیتی را دارم که از اول انقلاب شروع کرده به تعریف کردن به عنوان یک براندازی تا دفاع مقدس و شرایط حال حاضر که تبدیل شده به براندازی نرم . نشانه های بیرونی که به من حساب شده داده می شود چیست ؟ هیچی . خودم باید بروم تلاش کنم بدست بیاورم .بعد با بستر درونی ذهنی خودم - که می تواند منحرف هم باشد- چه کسی هدایتم کرده است ؟ چه کسی آمده مهندسی فرهنگی کند به من نشانه بیرونی بدهد یا بسترذهنی من را آماده دریافت بذرهای فکراولیه کند ؟ پس من دست به قلم می برم . هرچه که درذهنم هست را تعمیمش می دهم به آن نشانه های بیرونی . ما درقبل ازانقلاب کتاب همسایه های آقای احمد محمود نوشته شد بعداز انقلاب شخصیت توده ای کتاب احمد محمود درکتاب رقص پروانه  در دل آتش سعید عاکف تبدیل شد به یک فردی که منتسب می شد به فدائیان اسلام . خدا رحمت کند امیرحسین فردی را، که همان شخصیت را تبدیل می کند به شخصیت فدائیان اسلام و سعید عاکف درکتاب رقص پروانه دردل آتش آن را می آورد در قالب یک بسیجی قرارمی دهد . جالب است ! تمام اتفاقاتی که در همسایه های احمد محمود می افتد برای این دوشخصیت هم می افتد . همان نام با همان حوادث ، همان رفتار. این نشان دهنده این است که فکراولیه ای که دراختیارهنرمند داستان نویس قرار می گیرد ، با توجه به آن احساس درونی خود جلوگری های متفاوتی را انجام می دهد وهمسایه های احمد محمود تبدیل می شود به اسماعیل امیرحسین فردی یا کتاب آقای سعید عاکف .

 

ملکی : جناب آقای درخشنده شما اشاره کردید به مهندسی فرهنگی . ببینید حالا من می خواهم یک بحث را باز کنم . من حقیقتا" سالهاست که نویسندگی را - در حد خودم البته ، نه حالا در حد شما - تجربه کرده ام .استنباطم از نویسندگی این است که نویسنده خودش یک ذهن حساسی دارد نسبت به اتفاقاتی که اطرافش می افتد . و در انتخاب موضوع آزاد است و حتی در نوشتار آن . من خودم یعنی سبک اکسپرسیونیستی یعنی نگاه خود برداشتی را بیشترمی پسندم تا بحث مهندسی فرهنگی . من این بحث مهندسی فرهنگی را که شما می فرمائید ، این را خیلی متوجهش نشده ام. یعنی می فرمائید یک عده باید بیایند یک سازماندهی بکنند . یعنی به نویسنده بگویند آقا شما این را بنویس یا اینکه نه طوری دیگر باید رفتار کنند ؟ آن طوری دیگر اگر جواب شما نه هست آن طوردیگر چیست ؟ اگر بله هست که بفرمائید ...

 

درخشنده : به عرضتان برسانم که من می گویم درهر کشوری یکسری سیاست گذاران فرهنگی است . این سیاستگذاران فرهنگی متاثر از سیاست گذاران جامعه یا تئورسین های سیاسی آن کشورهست . مثال: ما حدودا" 12 سال قبل شاهد یک سریال در آمریکا بودیم که شبکه MBC هم آن را پخش می کرد به نام سریال 24 . وقتی که این سریال پخش شد ،  اولین قسمتش رئیس جمهور آمریکا یک سیاهپوست به نام دیوید پالمربود . شعارش هم این بود ، اولین رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا . این دیوید پالمر بهترین رئیس جمهور آمریکا بود تا آن لحظه . پس اولین رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا باراک اوباما نبود ، دیوید پالمر بود . 12 سال قبل یعنی چیزی در حدود 7 سال قبل از اینکه باراک اوباما بیاد رئیس جمهور بشود . 3،4 سال قبل آن مهندسی فرهنگی می گفت که ما باید یک آمادگی ذهنی به مردم بدهیم . برای ده سال آینده . فیلمنامش نوشته . سریالش ساخته شد . ما در قسمت 168 از این سریال داریم می بینیم که بعد از دیوید پالمر رئیس جمهور سیاهپوست همه رئیس جمهورها فاسد بودند . همه بلا استثناء . حتی آخرین رئیس جمهوری هم می آید با بحث نفت ، بمب اتم و این جورچیزها را مطرح می کند ، به نوعی که عراق رو نشانه می گیرند ولی منظورشان ایران هست . زمانی هم که می خواهند به یک صلحی برسند با رئیس جمهور حسن به تفاهم می رسند.اتفاق است . آنها مطمئنا" دکتر حسن روحانی رو ملاک قرار نداده اند . ولی نمی تونیم بگوییم این اتفاقه . یک رئیس جمهوری توی آمریکا هستش که بعد از 5،6 رئیس جمهور سفید پوست می آید که همه فاسد بودن . برای نفت جنگ می کند و خیلی فجایع را بوجود می آورد.رئیس جمهور آمریکا می شود یک خانم که موهای بلوند و چشمان آبی دارد . شما شک نکنید 12 سال پیش هیلاری کلینتون را آمادگی ذهنی به مردمشان داده اند، که ما می تونیم رئیس جمهور زن هم داشته باشیم . من عرضم تو مهندسی فرهنگی این است که دولت مردان ماهرفرایند فرهنگی را که ممکن است درآینده اتفاق بیفتد ، توسط هنرمندان داستان نویس آمادگی ذهنی را به مردم بدهند . این سفارش نویسی نیست . اشتباه نشود . گاهی اوقات ما در دامی می افتیم که شان من وشما نیست . ماها نظریه پرداز هستیم ، ایده پردازهستیم . تک تک بزرگوارانی که اینجا هستند هنرمند داستان نویس هستند . پس من اجازه دارم که اینجا از دیدگاه هنرمندان داستان نویس صحبت کنم . غریبه هم بینمان نیست . به خود من هم بگویند بیا دررابطه با فواید این آب بنویس . بعد این هم بنویس که حتما" باید این مارک رویش باشد ، توی بطری باشد ، رنگش آبی باشد ... این سفارشی نویسی است . اما بیایند به من فکر اولیه بدهند .نشانه بیرونی بدهند . بعد از حس درونی من برای ایده پردازی استفاده بکنند ، که جامعه من در ده سال آینده بداند که قراراست یک موبایل ببیند . شما ببینید فیلمهای جیمزباند یا همان ماموردوصفر هفت . من اینقدری بودم داشت پخش می شد . اون موقع موبایل نبود . ولی جیمزباند داشت صحبت می کرد. ردیاب ماهواره ای وجود نداشت . ما تو بحث جاسوسی یک چیزی در حدود 99 درصد تجهیزاتی که تو فیلمها به کارمی رود تجهیزات سوخته است یعنی آمده در قالب تجاری قرارداده است ، الان دارند رو می کند . ولی از قبل داشتن این آمادگی ذهنی رو به مردم به جامعشون می داده اند که اگرقرار آمریکا به افغانستان حمله کند . " اولین خون " سال 57 بود که ساخته شد ، که شخصیت داستانی تفکرات مردم افغانستان و پاکستان را به چالش می کشد . اگر قرار است با ایران درگیر شوند " بدون دخترم هرگز" ساخته می شود. فیلم " سیصد " ساخته می شود . یعنی قبل ازاینکه هر اتفاقی بخواهد بیفتد آمادگی ذهنی را برای جامعشون ایجاد می کنند . شما وقتی یک شخصی به نام خالد حسین وقتی می آید "بادبادک باز" را می نویسد شما فکر می کنید که نویسنده توانمندی بوده است ؟ از خلق ذهنی خودش استفاده کرده است ؟ این چطور اصلا" رفته است و سراز آمریکا در آورده است ؟ مهندسی فرهنگیه .از قبل شناسایی می کنند، برنامه ریزی می کند ، برای تفکرات خاص . بستر ذهنی برایش قائل می شوند . ذهنیت بهشان می دهد . بعد آن موقع این بنده خدا هم عین ما فکر می کند. عین ما هم تصمیم می گیرد . من دیدگاهم این نیست که هنرمندان داستان نویس سفارش نویس بشوند . عرضم این است که من هنرمند داستان نویس ، شما هنرمند باید تحت حمایتی قراربگیرید که دیگر دغدغه ای بجزنوشتن نداشته باشید . اگر قرار است در آینده کشور ما اتفاقی افتاده باشد .متولیان فرهنگی ازقبل با شماها مشورت کنند. ایده های شما را بگیرند.

 

ملکی : آقای درخشنده این صحبت شما دو بخش شد . از یک طرف می گویید دولت بیاید حمایت کند از نویسنده ها ، ولی از یک طرف هم می گویید می تواند از نویسنده ها استفاده کند در راستای ایده پردازی برای آینده ؟!

 

درخشنده : هر دو آنها یکی است .

 

ملکی : من می خواهم بگویم آیا این باعث نمی شود یک فضای بسته ایجاد بشود برای نویسندگانی که می خواهند رشد پیدا کنند و برایشان هم فرقی نمی کند که راجع به چی بنویسند . پس منتظر می مانند که بهشان خوراکی داده بشود و یک قشر دومی که از ما نیستند یک عده نویسندگانی که راه خودشان را بروند و که الانم به نظرم این انشقاق بوجود آمده . آیا این مسیری که شما الان دارید بهش اشاره می کنید فکرنمی کنید به این منتهی بشود . اصلا" این دسته بندی را چطوری می بینید اگر اتفاق افتاده باشد به نظرتون آیا این دسته بندی درست است یا نه ؟

 می خواهیم به یک برایندی برسیم . مثل خیلی نشستهای دیگر که همین الانم دارد همزمان با ما برگزار می شود که می آیند می گویند ادبیات انقلاب خیلی خوب است . پیشرفته خوبی داشته است .البته من منکر زحمت آن دوستان هم می کشند نیستم ، اما می خواهیم به این  نقطه برسیم که آیا ادبیات انقلاب و مقاومت که ما داریم ادامه می دهیم در این سطح آیا به این شکل درسته که باید مهندسی حتما" بشود و یا یک قسمتی مهندسی در رقابت با آن دوستان دیگرمان باشد ؟؟

 

درخشنده : الان متاسفانه طبق فرمایش شما مهندسی معکوس دارد ، انجام می شود . من یک جلسه ای را داشتم چندین سال قبل ربطی به متولیان فعلی ندارد . به یک بزرگواری توی بنیاد حفظ آثار گفتم که شما چه کارمی کنید؟ گفتش : ما جشنواره شعر دفاع مقدس برگزار می کنیم . گفتم بعدش ، گفتش : کنگره سراسری شعردفاع مقدس . گفتم بعدش ، گفت : تبدیلش می کنیم به یک کتاب . گفتم بعدش گفتش : کارمان تمام می شود می رویم سراغ خاطرات... خاطرات دفاع مقدس رو جمع می کنیم ، به کتاب تبدیلش می کنیم . گفتم بعدش چی می شود؟ هیچی دیگر مثله گوشت یخی باید توضیحش کنیم . این مهندسی معکوس یعنی برخلاف دیدگاه فرهنگی و هنری هست . ما بیایم چهار نفررا برداریم ببریم . چهار نفر خودی را . اطلاعات را بکنیم ملات شروع کن به زندگینامه این فرد را بنویس . بعد بیائیم به قدرت تبلیغاتمون جامعه را سوق بدهیم به سمت یک کتاب بی ارزش . متاسفانه مهندسی معکوس تو کشور ما دارد انجام می شود . من عرضم اصلا" این نیست . من به آن بزرگوار عرض کردم آنجایی که می گوییم من کتابم را چاپ کرده ام تازه کارتون شروع می شود.شما باید این شعرها دراختیار یک سری برنامه سازها قرار دهید . این شعرها آهنگش رویش بیاید ، صدای خوب بیاید ، قابلیت عرضه پیدا کند . خاطرات را باید در اختیار من داستان نویس قرار بدهید ، تا ازاین نشانه هایی که در اختیار قرارمی دهید داستان با قابلیت عرضه برای نسل امروز داشته باشد . نسل امروز خاطره نمی خواند . زندگینامه نمی خواند . چقدراز تولیدات فرهنگی این بودجه هفتصد میلیاردی تولید کتابهایی با خاطره و زندگینامه می شود .من به جرات می گویم .من که وظیفه ام به عنوان یک نویسنده دفاع مقدس هستش ، 99 درصدش را  نمی خوانم . 

 

ملکی : نکته همین جاست جناب درخشنده چرا می گویید نویسنده دفاع مقدس ؟؟؟ نویسنده ، نویسندست ، می تواند در مورد جنگ ودفاع مقدس بنویسد .می تواند در مورد وضعیت اجتماعی بنویسد . من با این دسته بندی مشکل دارم . و حالا اگر دوستان هم سوال دارند راجع به موضوع بپرسند . این که شما نویسنده اید . آقای ابوالفضل درخشنده با بالای سی عنوان کتاب اینکه خودش را بیاید در قالب فقط نویسنده دفاع مقدس ببیند یک خورده ای برای من ...

 

درخشنده : دررابطه با فرمایش جدیدتون عرض می کنم ، ببینید من اتفاقا" به آن دوستم گفتم ... به ایشان عرض کردم که این فکرهای اولیه و خاطرات را باید دراختیار هنرمندان داستان نویس قراربدهید که تبدیلش کنند به سوژه های داستانی . گفتش که بله ما داریم این کار را انجام می دهیم . گفتم : کجاست ؟ کجا تربیت کرده اید این نسل نویسنده را؟ ببینید وقتی من می گویم به عنوان نویسنده دفاع مقدسی نکته شاید نکته ظریفش اینجاست . یکی می آید از خاطراتی الهام می گیرد می رود وداستان می نویسد . آن هم می شود نویسنده دفاع مقدسی .هیچ محدودیتی وجود ندارد . اما آن کسی که می گوید پشت خاکریز بودم گلوله مستقیم تانک به خاکریز زده شد . اوست که فقط می تواند حس کند که خورد شدن استخوانهایش را این طرف خاکریزچگونه احساس می کنید؟ وقتی صدای صوت خمپاره می آید . آن کسی که شنیده و درتلویزیون دیده نمی تواند آن حس را نمی تواند دریافت کند . من به آن دوستمان گفتم من می آیم کتبا" بهشان دادم ، دستورش را هم گرفتم . زیرفکسشان نوشتند ، معاونت فرهنگی باهماهنگی آقای درخشنده بنیاد شهید ، بنیاد جانبازان کلاسهای داستان نویسی برای جانبازان گذاشته می شود .من به ایشان گفتم بیایید من رایگان می آیم سرکلاس . کلاسهایی که جانبازان باشند. به جای اینکه اینها خاطراتشان را بگویند یا بنویسند خودشان با قلم خودشان ، داستان زندگی خودشان را بنویسند. ببینید ! ما وقتی می گویم داستان به وجه تمایز داستان توجه می کنیم . تخیل و احساس برانگیزی . احساس برانگیزی لازمه اش تکنیک است . من خاطره نویس تکنیک بلد نیستم . فقط ازخوب روزگاریا بد روزگاردر جایی بودم که توانسته ام یک خاطراتی را درک کنم . اما من تکنیکهای داستان نویسی که جنبه احساس برانگیزی داشته باشند را بلد نیستم . گفتم من می آیم رایگان به  اینها آموزش می دهم ، تا خودشان بنویسند آن چیزی که آن می نویسند که شب عملیات است ، همه می گویند : وای شعاری شد ، کلیشه ای شد . تو مصلا یک نمایشگاه کتابی بود با یک دکتری داشتیم بحث می کردیم . آنجا هم یک مناظره ای شکل گرفته بود . که متولیش رادیو فرهنگ بود . می گفتش که تا کی این کلیشه روی مین رفتن را ما باید تکرار کنیم . من در جواب گفتم : اتفاقا" دیشب بود که یک فیلم ژاپنی داشت پخش می شد . اسمش هم یادم رفته است . آن موقع یادم بود . گفتم که مادر یک کشته شده ژاپنی که مادر شهید محسوب می شد دریک صحنه ایستاده بود. هم رزم پسرش آمده بود روی خاک افتاده بود ، سجده می کرد . می گفت منو ببخشید من باید کشته می شدم تا پسرتو زنده می ماند . این فیلم ژاپنی است دیگر.آنها که اعتقادات ما را نداشته اند که بگویند برای رضای خدا رفتم . برای چی و چی رفتم . او برای عرق ملی اش رفت . همان گونه که خیلی از رزمندگان ما بخاطر عرق ملی گراییشان رفتند . ولی برای آنها کلیشه ای نمی شود . اتفاقا" جایزه اول سینمای ژاپن را هم برنده می شود. اما به محض اینکه ما می آییم وارد این مقوله می شویم ، باز اقدامات شعاری ، باز شب عملیات ، باز کلیشه روی مین رفتن . شما در فیلم های هالیوودی دارید می بینید داستانهایی که دارد ، منتشر می شود هیچ کدام از ایثارگری های جنگ ما را نداشتند . شاید فرهنگ جنگ ماست که جنگ را ماندگار کرده . ما خیلی جاها داریم شعار می دهیم برخی هم می گویند که این نویسند های دفاع مقدسی عاشق جنگند . نه به خدا! تمام رزمنده هایی که توی آسایشگاها هستند و روزبروز داریم از دستشان می دهیم ، از جنگ متنفرند . چون با گوشت و پوست و استخوانشان خرابیهای جنگ را درک کرده اند . بهترین روزهای زندگیشان را رفته اند ودر بدترین شرایط گذرانده اند . حالا هر کدامشان یک یادگار با خودشان می آورند . اینها از جنگ بیشتر بدشان می آید چون جنگ را درک کرده اند . اگر هم رزمش شهید شده ، روی زانویش جان داده . توی این فیلمها شعاریش کرده ایم . سیدم پرواز کرد . سیدم رفت . آن کسیکه خاطره می خواهد بنویسد یا براساس این خاطرات این داستان را می خواهد بنویسد درک نمی کند ، وقتیکه دوستت توی بغلت دارد جان می دهد . وقتی که شب عملیات است . بوی کباب تمام فضا را آغشته کرده . نسل امروز نمی تواند درک کند، وقتی که از جلوی کبابی رد می شوی این بوچه حالی دارد از آنها می گیرد . چه بلایی دارد بسره حال و روزآنها می آورد .چرا؟ چون توی شب عملیات وقتیکه بشگه های فو گازعراقی ها که منفجر می شدند ، تمام آن گازوئیل ، قیر و موادمذاب می چسبید به گوشت و پوست و استخوان آن بیچاره ها . در نتیجه این بندگان خدا ، ذره ذره آب می شدند .  یا آن تخریب چی که برای اینکه لونرود می رود فسفری را می گذارد زیر شکمش . ذره ذره آب می شود ، فسفربدترازاسیده برای اینکه ناله ای از دردش عملیات یا آن معبر را لو ندهد ، دهانش را پر از خاک می کند . کدام نویسنده متبحری هست که این شرایط را درک نکرده ، بتواند خوب بنویسد . بسوز تا بدانی چه می کشد . احساس سوختن را که به تماشا نذاشته اند.

 

ملکی : پس ببینید این تقسیم بندی شما براساس آن دانسته ها یا تجربیات آن درک موقعیت است .

درخشنده : بخشی از آن. ولی پنج ساله دیگر جانباز نویسنده داریم . همه شان شهید شدند و رفته اند . بعد از آن چه کار کنیم ؟ می گوییم  خوب آخیش ! دفاع مقدس تمام شد . اینجاست که من می گویم بحث مهندسی فرهنگی . آنهایی که صحنه ها را درک کرده اند ، بیایند نسلی را تربیت کنند که اینها بتوانند بنویسند. آن صحنه ها را ....

 

ملکی : آقای درخشنده ببینید این صحبت شما را من قبول دارم که بالاخره باید درک بشود، نویسنده ای که درک کرده آن موقعیتها را . ماحصل آن ضجری هست یا آن تاثرات روحی هست که از آن موقعیت دارد . اما اینکه ما بیاییم تربیت کنیم من فکرمی کنم تبدیل می شود به یک مینیشیای ادبی . چون ماشاا... من این چیزی است که خودم تجربه کرده ام . گاها" تبدیل می شود به این موضوع که جوانان ما یاد می گیرند که بیاییم یک کاری را خلق کنیم حالا در حوزه جنگ . دیگر برایشان فرقی ندارد که چه اتفاقی ... یعنی به قول شما یک سری آن اصالتها از دست می دهند .من نظرم این است که آیا بهتر نیست که ما بیاییم ، یک جوری صحنه رقابت را به قول شما مهندسی کنیم که ادبیات جنگ و دفاع مقدس هم بیاید درقالب ادبیات کلی کشورما وطی یک رقابت ادبی یعنی اینکه مخاطب تعیین کننده ارزشمندی کار بشود ؟

 

درخشنده : من کاملا" با فرمایشات شما موافقم . اما من می بینم که برعکس دارد شکل می گیرد . وزارت ارشاد می گوید ما از کلیه کتابهایی که از دفاع مقدس است حمایت می کنیم . هیئت خرید چه کسانی هستند ؟ یک سری ناشرهای دولتی . بعد اینها می خواهند بروند بگویند ما می خواهیم این کتاب را بخریم من یک کتاب دارم به نام " راز اثیر" در رابطه با بحث حجاب ثمره هنرنمایی دوستانمان هم هست . به معاونت فرهنگی نامه نوشتم گفتم چرا این کتاب را خرید نمی کنید ؟ گفتند : بودجه نداریم . گفتم : همان گونه که آن یارانه هایتان را به مطبوعات دولتی قطع کرده اید ، یارانه هایتان را به انتشارات دولتی هم قطع کنید تا بودجه داشته باشید . ناشر دولتی حقوقش را از دولت می گیرد . ملک ، آب ، برق ،گازو تلفنش هم چیز دولتی است . بعدش هم هر چی دلش می خواهد می نویسد . به قدرت تبلیغات توزیع می کند . تازه توزیع هم نشد ، غمی ندارد . وزارت خانه ها بودجه فرهنگی شان را آخر سال یک جوری باید پاس کنند دیگر، می آیند از آقایان خرید شان را می کنند . من عرضم اینجاست . من می گویم که بخش خصوصی یا نویسنده های غیروابسته ، نویسنده ای که احساس درد کرده و آمده است دراین عرصه ، نویسنده ای که برای امتیازهایی که آقایان به او می دهند نیاید . بلد نیست ، اما رانتش را دارد . این نویسنده هایی که ما الان داریم در این عرصه سم هستند . مزاحم هستند . مانع رشد و پیشرفت قلمهایی شدند که ما خیلی از قلمهایشان را در جنون تا مجنون دیده ایم . کتاب فاخر" جنون تا مجنون " وقتی که منتشر می شد هر جا می رفتیم می گفتند : وای چه کتابی ! حیف که بودجمان را در هفته دفاع مقدس پوستر و بنر خریدیم و یه مقدار هم باقی مانده بود که با اجازه یتان دادیم ، کتاب فلان بنیاد را خریدیم . این مهندسی معکوس باعث می شود که افرادی به ناحق به قدرت رانتشان بروند جایی قرار بگیرند که سوادش را ندارند . علمش را ندارند.درد نکشیده اند . به خاطر سوز دلشان نیامده اند . بلکه به خاطر بودجه ای که آنجا گذاشته شده آمده اند و دارند سفارشی نویسی می کنند. این مهندسی فرهنگی نیست . من می گویم نسلی تربیت بشود که تمام تکنیک های داستان نویسی را بداند . من متولی فرهنگی کشور فقط بیایم به ایشان نشانه های بیرونی بدهم . خودشان با دیدگاه خودشان با هنرقلمشان خودشان به موضوع بپردازند . چه موضوعی ، موضوعی که می تواند یک ساله آینده ، دوساله دیگر ، پنج ساله دیگربزنگاه کشورمان باشد .

ملکی : جایی که نیاز هست .

 

درخشنده : ما عادت کرده ایم . دقیقه نود می آییم سفارشی نویسی را باب می کنیم . دقیقه نود می آییم و تولید کارهای فرهنگی می خواهیم داشته باشیم . خوب مطمئنا همچین تولیدی ، با همچین نویسندگان منفعت طلبی کشورمان را از نظر فرهنگی به اینجا رسانده است . یک نکته هم جسارتا" بگویم . من مدیون فرهنگ زمان قبل از انقلابم . فیلمهای فردین که الانم اصطلاحش باب شده است .من مدیون آن فرهنگم . چون ایثار را ما از آنجا یاد گرفته ایم . لوطی مسلکی ، از خودگذشتگی را آنجا یاد گرفتیم . بعداز انقلاب چه فرهنگی آمد ؟ الان سینمای ما مردهای چند زنه ، خانمهایی که به دنباله مسائل خاص خودشان هستند . فیلمهای ماهواره ای که مخصوصا" دارند مهندسی فرهنگی برای ما انجام می دهند .ایجاد شک و نفرت در بین خانواده هاست . تولید صدا و سیمای ما کجاست ؟ یک کیمیا می آید دخترخودش نیست . نود قسمت ، صد و خورده ای قسمت مردم را سرکار می گذارد . یکی می آید در حاشیه یک ، می خواهد یک ذره حرف بزند ...شما سریال شهرزاد رو ببینید با معمای شاه مقایسه کنید . چه حمایتی از معمای شاه دارد می شود ؟ اما از سریال شهرزاد مردم چه حمایتی دارند می کنند . کاری ندارم . جفتشان هم حسن دارند هم عیب دارند . اما مهندسی فرهنگی دولتی که به این شکل بیایند بودجه و رانت را ببرند در اختیار یکسری افراد خاص . خدا کند سوادش را داشته باشند. خداکند سوزدلش را داشته باشند. خدا کند توانمندیش را داشته باشند . تولیداتی هم که حاصل می شود صفراست . ولی نویسنده هایی است که قدرند .

 

ملکی : دست شما درد نکند . حرفتون واقعا" حرف دل ماهم بود. من خودم یک نویسنده دفاع مقدسی خیلی متعهد ، آن تعهدی که روی مهندسی فرهنگی معکوس دارد ، نیستم . با توجه به این نوشته عرض می کنم . ما دونفری که نشسته ایم داریم اینجا صحبت می کنیم و شما عزیزانی که آنجا نشسته اید . آقای درخشنده خودشان از بچه های جبهه وجنگ بوده اند . سابقه شان مشخص است . من خودم برادرم جانباز است . ما ها آدمهای غریبه نیستیم . حرفهایی هم که درباره ادبیات می زنیم حرفهای غریبه نیست . نه به خط قرمزها کاری داریم . ما دردمان در ادبیات است و شمایی که آنجا نشسته اید ، قطعا" دردتان درد ادبیات است . دوست داریم که اجازه بدهید ما راحت صحبت کنیم . آقای درخشنده خیلی راحت صحبت کردند . من هم خدمتتان عرض می کنم . خوب نکته خوبی بود . اینکه ما به ادبیات گذشته هم احترام بگذاریم . بالاخره ماحصل ادبیاتی که الان داریم ماحصل تلاشی است که آن دوره شده و دوره آیندگان هم ادبیاتش ماحصل ادبیاتی هست ، که ما داریم انجام می دهیم . اما چیزی که دیده می شود ، ادبیاتی هست که امروز در سطح جهان دیده می شود ادبیاتی هست که هنوز هم با ادبیات 1330و 1340 در جهان شناخته شده است . با اینکه ما می آئیم "شطرنج با ماشین قیامت" را ترجمه می کنیم و می بریم آن طرف آب . داو را در128 دوره چاپ مثلا" برمی داریم و می بریم ترجمه می کنیم وارائه می دهیم . خوب جواب نمی گیریم . واقعا" واقعیت ادبیات این است که تعارف برنمی دارد . خواننده حرفه ای ادبیات یا خواننده ادبیات دنباله کارخوب است. کار خوب می تواند جنگ باشد ، می تواند ضد جنگ باشد . می تواند انقلاب باشد ، می تواند ضد انقلاب باشد. ما کما اینکه الان در ادبیات روسیه داریم کار شوخولوف را در برابر بولگاکوف داریم . بولگاکوف یک آدم مشهوری بود درزمان انقلاب اکتبر روسیه . کارهایش را حدودا" اگر اشتباه نکنم پنجاه سال بعد خوانده شد ." دل سگ "بولگاکف پنجاه سال بعد فوتش خوانده شد . اگر اشتباه نکنم منتشر شد . خوب من فکر می کنم ، جناب درخشنده یک خورده این دسته بندی ها باعث شد ، خود نویسنده ها این انشقاق را در خودشان حس کنند . بعد یک سیستمی چیده شد ، جشنواره ادبیات دفاع مقدس . جشنواره داستان انقلاب . چرا بیاییم بگذاریم جشنواره ادبیات انقلاب ؟ مگر انقلاب را نمی خواهیم در آینه داستان ببینیم ؟ مگر جنگ را نمی خواهیم در آینه داستان ببینیم ؟ پس چرا نباید اینها با "دود" حسین ثناپور رقابت کنند . چرا نباید با "شب ممکن "امیرحسین شهسواری رقابت کنند . البته اینهایی که نام می برم نمی خواهم به عنوان غولهای داستان نویسی مطرح شوند. بلکه ادبیات روز خودمان هستند . چرا نباید با "سگ سالی" بلقیس سلیمانی . با "من از گورانی می ترسم" بلقیس سلیمانی . با نمی دانم "آقای قاضی چه حکمی می کنید ؟"علیزاده یا خیلی کارهای این شکلی . چرا نباید بیایند در یک جا رقابت کنند . البته برایند صحبت شما این است ، که خوشبختانه شما با من همراهید . ذهنتان وتفکرتان این است، که باید این رقابت آزادانه تر ، رقابت بی طرفانه انجام بشود ، تا کارخوب خودش را نشان بدهد. که این اتفاق متاسفانه  نیفتاده است .

 

درخشنده : متاسفانه . ببینید ما می گوییم هنرمند داستان نویس . هنرمند به چه کسی گفته می شود ؟ به کسی که چیزهایی را می بیند که مردم عادی نمی بینند .

 

ملکی : دقیقا" .

 

درخشنده : اما به گونه ای مطرح می کند تا مردم عادی باورش کنند . من سال 88 ثمره هشت سال قلم زدنم را ، تحت عنوان رمان تخریبچی دوران دادم وزارت ارشاد درخواست مجوز کردم . دوسال کتاب من غیرمجاز بود. چرا؟ سال 90 بدون اینکه یک کلمش حذف بشود در همان دولت که ممنوعش کرده بودند مجوزش صادر شد . آن کتاب فصل پایگاه اطلاعاتی دشمنش انتخابات مجلس ما است . چند وقت دیگر برگزار می شود . من سال 84 یا 85 پایگاه اطلاعاتی دشمن را نوشتم . این روزها را پیش بینی کرده بودم . تمامش شرایطش را .دوستانی که کتاب را خوانده اند می دانند . تمام ریز به ریز اتفاقاتی که دارد می افتد صحنه پردازیهای الان است . من که علم غیب ندارم . من یک داستان نویسم آینده را با تخیلم پیش بینی می کنم. ژول ورن نیستم . اما پیش بینی حوادث آینده را دارم.پس داستانی را می نویسم که ده سال آینده بتواند بازخورد داشته باشد . متولیان فرهنگی ما چون بینشش را ندارند . می خواهم صراحتا" بگویم . من می گویم عناصر بدلی که در راس کار قرار گرفته اند . دلسوزتر از کسایی که دارند خاک ادبیات داستانی را می خورند،به غیر از شما و چند بزرگوار دیگر چه کسانی هستند ؟ اما چه کسانی در صدا و سیما به عنوان کارشناس حضور دارند ؟ در جشنوارها داور هستند ؟  مهرماه امسال آقای رئیس جمهور در جمعی که ناشران حضور داشتند گفتند: چی کارکنیم تیتراژکتاب بالا برود؟ من یک نامه سرگشاده ای دادم . گفتم از ناشرای دولتی کتاب نخرید . در جشنواره فیلم فجرتان که کارگردان و تهیه کننده و این جور چیزها هستند به بهترین فیلمی که براساس یک کتاب داستانی منتشر شده ،هم جایزه بدهید . این باعث می شود که کارگردانها بیایند سمت کتابهایی که منتشرشده است . خود بنده خدا نیاید بنویسد .نمی خواهم قسم بخورم ، بنده خدایی آمده است دفترمن . می گوید این فیلم نامه مال دخترمه . ( یکی از کارگردانان مطرح) بخوانش ببینم نظر شما چیه ؟ گفتم : تهیه کننده کیست ؟ گفت : خانومم .  گفتم پس چرا دیگر نظر من را می خواهی ؟ گفت : حالا یک جاهایی را که فکر می کنید از نظر تکنیکی ... گفتم : شرمنده ام من سواد فیلمنامه نویسی را ندارم . عنایت بفرمائید. مشکل ما درادبیات داستانی این هست که یک سری افراد و عناصر بدلی آمده اند، در جایگاهی قرار گرفته اند که حقشان نیست و بی تعارف می گویم ، بنده خدا آمده است اینجا ، رزومه جمع کند . درجلسه نقدش هم شماها بوده اید . می گویند آقای درخنشده این کتاب ، باید نقد بشود . می گویم : چی دارد که من باید نقدش کنم ؟ می گویند : آقای فلانی معرفی کرده . باید نقد بشود . من اگر شرف داشته باشم ، استفا می دهم و می روم . علت اینکه هنرجویانی که به نوعی دارند لطمه من را می خورند همین است . قلمشان تواناست . اما چون درخشنده نرفته زیر بلیط هیچ احد الاناسی . کتابهایی را که دوستان زحمت می کشند می نویسند ، بدون وابستگی سیاسی و جناحی و حتی و حتی ... دارد کارانجام می شود . من یک نکته ای را بگویم . من آمدم کتاب "جنون تا مجنون " بچه ها راچاپ کردم . کتاب  "رازاثیر" شان را چاپ کرده ام .یک فرهنگسرایی گفته است ای بابا چه سودی در آن هست لابد . حالا ما می آمدیم به ایشان می گفتیم هزینه چاپ این کتابها واقعا" امدادهای غیبی است . یا طلاهای خانوم غیب می شود یا چیزی از وسایل زندگی غیب می شد. اینها می گفتند : گربه محض رضای خدا موش می گیرد ؟! کتابتان تا به حال چاپ شده است ؟ اصلا" یادشان رفته است تا به حال چنین قولی داده اند.گنج پنهان چی ؟! خاطرات عملیات بدرچی ؟! دوباره همان را باید از طریق امدادهای غیبی رو بیاوریم .کتاب فاخری است . کتاب ارزشمندی است .وقت رونماییش که می شود همه می آیند.اینجاست که ...وقتی من دارم کارمی کنم انگ می خوردم.می گویند عشق ریاست دارد . عشق چی چی دارد .حتما" در تدریس چیزی دارد.ولی وقتی می روید و می گویید دارم برای دلم کار می کنم. این حق التدریسهایی که می دهید پول بنزینمان هم نمی شود.این واقعیتهای ادبیات است . ماها داریم دلی کار می کنیم . نسل جنگ هم دلی کار کرده اند . بعداز جنگ هم با دلشان کار کردند . شماهایی هم که در عرصه ادبیات کشورید با دلتان کار می کنید . وظیفه کیست از این اقدامات دلی حمایت کند؟ متولیان فرهنگی . باید قلم من را صیقل بدهند . باید به آن جهت بدهند . با حمایتهای اصولی که انجام می دهد . من نمی گویم من را سفارشی نویس بار بیاورید . اما این طوری که شماها دارید برای خودتون رزومه برای خودتان جمع می کنید .این مهندسی فرهنگی نیست.مهندسی فرهنگی این است که شما چند سال آینده را پیش بینی کنید . بیایید نویسنده های به نام را شناسایی و قلمهایشان از لحاظ تکنیکی را تربیت کنید .ما یک کتاب را داریم که سرویس اطلاعاتی انگلیس منتشر کرده است .می گوید در MIC5 یک میزی داریم . یک دسکی آنجا وجود دارد . این دسک پیش بینی رفتارهای دولت مردای دنیا را انجام می دهد . بطور مثال ما می آییم در کشورعراق رئیس جمهورعراق را در نظر می گیریم . رئیس جمهورافغانستان ، رئیس جمهورایران همه اینها را در نظر می گیریم . این شخص می شود اطلاعاتی را که به آن رئیس جمهور داده می شود ماهم عینا" به این می دهیم . تفکراتش هم عین او انجام می دهیم .کار می کنیم که عین آن فکر کند . اطلاعات روزمره هم عین آنها بهشان داده می شود . می گوییم خوب الان قرارمثلا" ما به عراق حمله کنیم . شما رئیس جمهور عراق باشی چه کار می کنید ؟ می گوید همان دیدگاه همان بینش را . ایشان می گوید اگر من مثلا" جای فلان شخص باشم این اقدام را انجام می دهم . یعنی اینکه طراحی می کنم . ما چند نویسنده این گونه تربیت کرده ایم ، که اگرقراراست خدایی نکرده جنگ دربگیرد اینها بتوانند پوشش فکری کنند . جوشش حسی را که همه ما داریم . اما در مرحله کوشش فکری کدامها می آیند؟ مشکل فرهنگی کشور ما این هست که متولیانی که باید مهندسی کنند ، دکترین فرهنگی را نهادینه کنند ، متاسفانه وجود ندارند . من و شما هم آقای ملکی یا بزرگوارانی که اینجا هستند محکوم هستیم که با همان دلمان کار کنیم .

 

ملکی : آقای درخشنده الان وضعیت داستانهای مرتبط  یا با موضوع انقلاب را چطوری می بینید ؟ آیا ما اثرهای موفقی دراین چند ساله  داریم دراین حوزه که داستان به ما بگوید نه خاطره بشود . نه اینکه آن حس را به ما یک جوری ...من همیشه مثال مداحی را می زنم .

 

درخشنده : جواب را به همه ما داد . جواب همین است . مخ همه ما سوت می کشد . واقعا" وجود دارد ؟ شما بگوئید .

 

ملکی : خوب حالا در مورد داستان انقلاب وضعیت الان را در یکی دوجمله به ما بگویید .

 

درخشنده : جواب دوستان را این بلندگو دارد می دهد. واقعا" وجود دارد؟ شما می توانید یک کتابی که بگوئید شاهکاراست ؟

 

ملکی : شاهکار نه ، یک کار قابل خواندنی که شما هم احساس کنید وقتتون هدر نشده . هم احساس کنید هزینه تان هدر نشده وهم احساس کنید که یک نکته ، یک زاویه دید بوده یک گوشه ای بوده که همه ندیده اند ، ولی ایشان دیده است .

 

درخشنده : کتابهای خوب خیلی زیاد است ، خیلی زیاد . اما شاهکار نداریم  که بگوییم به غیرازاین کتاب دیگری وجود ندارد .

 

درخشنده : علی ای الحال . عرض من یک نکته است . شروع بحث ما این بود ، که انقلاب ایران با مهندسی فرهنگی ادبیات انقلاب شکل گرفت . ولی متاسفانه بعد از انقلاب ، چون متولیان فرهنگی امثال شهید بهشتی ، شهید مطهری ، شهید مفتح یا ترور شدند یا وارد کارهای اجرایی شدند ، اهمیت کارهای فرهنگی را نادیده گرفتند . بلافاصله ما وارد جنگ شدیم . پس جوشش حسی یا رفتارهای احساسی مقطعی باعث شد که مهندسی فرهنگی که باعث پیروزی انقلاب شده را نادیده بگیرند . الان هم چیزی را که ما کم داریم درعرصه مقاومت یا انقلاب اسلامی مهندسی فرهنگی ما می دانیم .

 

ملکی : امیدواریم فرهنگسرای اشراق و خانه صدف درآینده برنامه داشته باشند و این برنامه ها مناسبتی نباشد . درهر حال تشکر می کنم از آقای درخشنده و همه شما عزیزان که تحمل کردید.

 

درخشنده : من ازآقای ملکی عذرخواهی می کنم ، که طراحی ذهنشان را به هم ریختم و می خواستند یک بحث چالشی و خیلی خوبی داشته باشیم ، اما متاسفانه من به بیراهه بردم ، عذرخواهی می کنم .

 

ملکی : جلسه را با این شعرازسهراب تمام می کنیم : آب را گل نکنیم

در فرودست انگار کفتری می خورد آب    آب را گل نکنیم    شاید این آب روان می رود پای سپیداری تا فرو شوید اندوه دلی    آب را گل نکنیم. ان شاءا... که این اتفاق بیفتد.

 

 

تهیه و تنظیم  : لنا گودرزی

 


 
ای کاش مسعود دهنمکی من را ببخشد!
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٥  کلمات کلیدی: اخراجی ها ، مسعود دهنمکی ، حلالیت ، اختلاس

در مهرماه سال 1386 نقدی بر فیلم اخراجی­ها نوشتم که آن زمان هنوز قسمت های 2 و 3 آن ساخته نشده بود.

در آن نقد به لحاظ محتوایی ادله­ای را ذکر کردم که نسل واقعی جنگ بری از آن شخصیت­ها در فیلم است و...

بعد­ها که اخراجی­های 2 و 3 ساخته شد تازه فهمیدم که آقای دهنمکی کجا را هدف قرار داده است.

در این زمان همان افرادی که برای گرفتن عکس یادگاری به جبهه رفتند، هم اکنون سردار اختلاس­ها از بیت المال هستند...

من درست گفتم که نسل واقعی جنگ آنگونه نبودند که برای غنیمت و مطاع دنیا دل به خطر دهند ولی آقای دهنمکی هم درست گفت که برخی برای بعد از جنگ برنامه داشتند...

من زود قضاوت کردم و از این طریق از آن هنرمند و سازنده سه گانه اخراجی ها حلالیت می طلبم....

آقای دهنمکی! متأسفانه شما درست می گفتید و من زود قضاوت کردم...حلالم کنید.


 
ساده مگذر...ای کاش گوش شنوایی بود!(10(
ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢٤  کلمات کلیدی: تهاجم فرهنگی ، بفرمایید روضه ، نفوذ ، معیار حق

بفرمایید روضه!

یادش بخیر در گذشته نچندان دور دعوت به عزاداری خیلی ساده و صمیمی و بی تکلف وخودستایی و بدون معرفی خود بود...

در گذشته نچندان دور بنر عکس  و نام سخنران و مداح بزرگتر از دعوت به مراسم روضه نبود!

یادش بخیر نیت ها خیلی با صفا بود و جایی از اسم و رسم و معرفی شخص نبود! هرچه بود مرام بود و معرفت و عرض ادب به آُستان دوست...

بفرمایید روضه

و اما ساده مگذر...ایکاش گوش شنوایی هم بود!

یکی از روش­های تهاجم فرهنگی این است که اسم­ها و عکس­ها جای ارزش­ها را بگیرد و آن فرد شود ملاک و معیار سنجش ارزش...

ای کاش گوش شنوایی پیدا شود...


 
ساده مگذر...ای کاش گوش شنوایی بود!(9)
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢٩  کلمات کلیدی: طرح برجام در مجلس ، رسایی و کوچک زاده ، تصویب طرح برجام ، ولایت پذیری

به این عکس ها توجه فرمایید!

روز رأی گیری طرح بر جام در مجلس شورای اسلامی، در تاریخ 21مهرماه 1394

 

 

 

جناب آقای رسایی

 

و اما ساده مگذر...

حقیر نگارنده کاری به زدوبنده های سیاسی و گروهی ندارم. اما تنها یک سوال ذهنم را درگیر کرده است!

محتویات یادداشت عکس اول نشان از هماهنگی ریاست مجلس شورای اسلامی، جناب شمخانی و آقای حجازی از دفتر مقام معظم رهبری در تصویب طرح مجلس دارد.

در یادداشت عکس دوم نیز نماینده محترم این اقدام را مغایر با شأن مجلس دانسته و عنوان می کند که مجلس فرمایشی نیست!

کاری به راست و دروغ این اخبار ندارم. اما اگر برای این بزرگواران حضور نماینده دفتر مقام معظم رهبری نشان از نظر معظم له به این طرح دارد، پس ولایت پذیری این آقایان کجا رفته است؟!

آِیا ولایت پذیری تنها در جهت اهداف و منافع حزبی و گروهی این آقایان معنا دارد؟!

از حرف تا عمل دنیایی فاصله است! ساده مگذر...


 
ساده مگذر...ای کاش گوش شنوایی بود! (8)
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱۳  کلمات کلیدی: رسانه ملی ، گاهی به پشت سر نگاه کن ، مهندسی فرهنگی ، نفوذ عناصر بدلی

در سریال گاهی به پشت سر نگاه کن که از شبکه دو به مناسبت ماه مبارک رمضان پخش می شود، گفت وگویی بین پدر(با بازی امین تارخ) و دخترش شکل می گیرد.

پدر از دخترش نظرش را درخصوص خواستگاری جوانی می خواهد.

دختر جواب می دهد:

هرچه شما بگویید.

پدر جواب می دهد: عین دخترهای قجری بهم جواب نده...

و اما ساده مگذر...

مهندسی فرهنگی یعنی با زبان هنر فرهنگ سازی کردن. نویسنده فیلمنامه و کارگردان این سریال به هنری ترین روش ممکن فرهنگ سازی می کند. و کار ارزشی دختر با حیا را به زبان هنر عقب افتادگی عنوان می کند.

بزرگوارانی که این اواخر به عنوان کارشناس و مجری و ... در رسانه ملی نفوذ کرده­اند و ادعای کار ارزشی دارند بدانند که کار ارزشی این نیست که برنامه های ترکیبی بسازند و با یک مجری و مهمانی ارزشمند حرف های ارزشی را در مستقیم شکل ممکن به مخاطب انتقال دهند. بلکه کار هنری توسط این برنامه سازان انجام می شود و به زیرکی پیام غیر ارزشی در فرهنگ مردم جا می گیرد...

ای کاش گوش شنوایی بود...


 
ساده مگذر...ای کاش گوش شنوایی بود! (7)
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۸  کلمات کلیدی: عناصر خودسر ، نفوذ عناصر بدلی ، اخلال در امنیت ملی ، اخلال درا منیت اقتصادی

ساده مگذر!

و اما ساده مگذر...

نام نوفل لوشاتو به واسطه حضور حضرت امام خمینی(ره) در آن منطقه از کشور فرانسه، حرمت یافته است.

کندن تابلوی خیابان نوفل لوشاتو در خوش بینانه ترین حالت ممکن، نشان از ناآگاهی عناصرخود سر می باشد...

براستی اگر سفارت فرانسه نیز تعطیل می­شد، سود حاصل از توریست هایی که بنا به هردلیل مجبور بودن برای اخذ ویزا وغیره به کشورهای همسایه سفر کنند، به جیب کی می رفت؟!

سوال دیگر:

چه فرقی بین این عناصر خود رأی که به اموال عمومی آسیب می زنند با دیگران می باشد؟!

آسیب به اموال بیت­المال چه سطل آشغال باشد و چه تابلو و... چه فرقی می کند؟!

ای کاش گوش شنوایی بود...


 
ساده مگذر...ای کاش گوش شنوایی بود! (6)
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٧  کلمات کلیدی: بازشماری انتخابات سال 88 ، نتایج انتخابات ، پاسخ به شبهات انتخابات

حسین طلا فرماندار وقت تهران در سال 88 ، خاطرات جذابی از آن دوران برای روایت دارد که در گفت‌وگویی تفصیلی با تابناک به ناگفته هایی از اتفاقات در سال 88 پرداخته است...

...در انتخابات یک هیئت اجرایی 11 نفری وجود دارد که تمام مراحل انتخابات توسط این 11 نفر بررسی می شود. در شعب اخذ رای نیز حجم زیادی از کار در مدارس در دستان معلمین و یا در مساجد دست ریش سفیدها و متدینین می باشد که از آنها به عوامل اجرایی یاد می شود. از سوی دیگر چند نفر هم ناظر از شورای نگهبان در هر صندوق وجود دارد. بازرس فرمانداری هم وجود دارد که مجموعا در یک صندوق رای نزدیک به 20 نفر حضور دارند. شما این تعداد افراد را در 43 هزار صندوق رای ضرب نمایید؛ مشخص می شود چند صدهزار آدم در انتخاب جزو عوامل اجرایی و ناظر هستند. چطور ممکن است شما در میان چند صد هزار نفر پروژه تقلب را راه اندازی نمایید ولی هیچگونه سندی از این تقلب منتشر نشود!

...در بازشماری مجدد صندوق ها 430 هزار رای بازشماری شد. در بازشماری مجدد از این تعداد رای ، 286 رای میرحسین موسوی پایین آمد. رای محسن رضایی نیز 18 عدد بالا رفت و رای آقای احمدی نژاد نیز 9 رای بالا  آمد...

لینک خبر:

http://www.tabnak.ir/fa/news/462111/%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-88-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86

و اما ساده مگذر...

با توضیحات داده شده جای هیچ شک و شبهه­ای باقی نمی ماند که انتخابات در سلامت کامل برگزار شده است ولی تنها یک سوال ذهن این حقیر نگارنده را درگیر خود کرده است! و آن هم تغییر آرا در بازشماری 430 هزار رای است که در منجر به برخی تغییرات جزیی شده است که این تغییرات در روند بازشماری با دقت و وسواس، کاملاً طبیعی است.

قطعاً نهادهای مسئول با ناظرین و ماموران اجرایی که باعث این تغییر اندک شده اند برخورد های لازم صورت گرفته است. ای کاش مردم را در این خصوص امین می دانستید و به آنان می گفتید که علت این تغییرات چه بوده و با افراد سهل انگار چگونه برخورد کردید؟! پاسخ به این سوال باعث می شود تا جلوی کذب گویی برخی گرفته شود...

ای کاش گوش شنوایی بود....


 
ساده مگذر...ای کاش گوش شنوایی بود! (5)
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٤  کلمات کلیدی: جریانات برانداز ، جنگ نرم ، استراتژی دشمن در جنگ نرم ، ای کاش گوش شنوایی

ماجرای روضه حضرت زهرا(س) که منشا آن سفارت انگلیس بود!

وزیر سابق اطلاعات با تاکید بر اینکه دشمنان هیچگاه از تفرقه افکنی دست برنمی دارند، گفت: چند سال قبل عده ای متوجه می شوند در یکی ازشهرهایی که هم اهل سنت و هم شیعیان هستند، شخصی بلندگو را از سمت مسجد شیعیان به سمت مسجد اهل سنت گذاشته و هر روز هم روضه حضرت زهرا را می خواند. روضه ای هم می خواند که خلفاء را مورد تعرض قرار می داد. این سوال بالاخره برای کسی پیش آمد و رفت پیش روضه خوان. روضه خوان گفت شخصی در بازار هست که نذر این روضه را دارد و به من پول می دهد که هر روز بخوانم. او به سراغ آن شخص بازاری رفت و پرسید این نذر چیست؟ او هم اعلام بی اطلاعی کرد و بعد از چند واسطه به سفارت انگلیس رسید...

لینک خبر:

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/663106  

اسفند ماه 1393

و اما ساده مگذر...

چه حرف های با ارزشی که از حنجره افراد غافل به اصلاح ارزشی زده می شود که در خواستگاه  جریانات برانداز هستند.

ای کاش گوش شنوایی پیدا می شد....


 
ساده مگذر...ای کاش گوش شنوایی بود! (4)
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢  کلمات کلیدی: جاسوسی شبکه های اجتماعی ، نفوذ عناصر بدلی ، تلگرام ، وایبر

مدتی است که حرف و حدیث ها در رابطه با فعال شدن چند شبکه اجتماعی(وی چت ،وایبر و..) در تلفن های همراه ایرانیان بالا گرفته است و شائبه هدفدار بودن رشد قارچ گونه این نرم افزاد های ارتباط جمعی دغدغه ها را برای جلوگیری از ادامه فعالیت این نرم افزار ها افزایش داده است.

در زیر به بررسی برخی از این شبکه های اجتماعی ، کارکرد ها ، آثار و مزایای آن می پردازیم.

VIBER

وایبر یک اپلیکیشن است که توسط شرکتی به همین نام به صورت رایگان تولید می شود. با استفاده از این نرم افزار می توانید با دوستان خود که این اپلیکیشن را نصب کرده و به اینترنت متصل هستند به صورت رایگان ارتباط تماس تلفنی و پیامکی داشته باشید. البته این اپلیکیشن رو به گسترش برای گوشی های همراه هوشمند هست که با استفاده از شبکه های بی سیم 3G  کار می کند.وایبر از رابط کاربری جذابی بهره می برد و صدای مطلوب آن در برقرای تماس صوتی باعث شده تا بیش از 140 میلیون کاربر را به خود اختصاص دهد. جالب است بدانید کاربران در روز حدود 10 میلیون مکالمه با میانگین 2 میلیارد دقیقه انجام می دهند و بیش از 6 میلیارد پیامک در ماه ارسال می کنند.

وایبر میدیا شرکتی مستقر در اسرائیل است که مراکز توسعه ای در بلاروس، و قبرس دارد. این شرکت را تلمن مارکو، کارآفرین اسرائیلی- آمریکایی، دانش آموخته علوم کامپیوتر دانشگاه تل آویو و عضو سابق نیروهای دفاعی اسرائیل تاسیس کرده است.

جالب است بدانید که تالمون مارکو به مدت چهار سال در ارتش اسرائیل سابقه خدمت دارد و همچنین به عنوان مدیر اجرایی بخش اطلاعات در هسته مرکزی ارتش فعالیت داشته است . وی در زمینه تولید جاسوس افزارها، ویروس‌های دانلود کننده اطلاعات و برنامه‌ های هک از سابقه طولانی برخوردار است، که از جمله این برنامه‌ها می‌توان به iMesh – Bandoo  اشاره کرد.

مدل چرخه سرمایه شرکت نامعلوم است؛ تبلیغات یا هیچ منبع درامدی ندارد. حال سوال این است که این برنامه با چه هدفی، به صورت کاملاً رایگان در اختیار 140 میلیون کاربر در نقاط مختلف جهان قرار گرفته است؟!!

به تازگی ارتش مصر استفاده سربازان از نرم افزار "وایبر" را به علت سوء استفاده جاسوسی رژیم صهیونیستی از آن، ممنوع کرده است؛ زیرا هدف این شرکت صهیونیستی از راه اندازی این نرم افزار رایگان سودآوری یا آگهی نیست، بلکه جاسوسی از کاربران است.

 

عرب تایمز به نقل از مطبوعات مصر نوشت: سیاست این شرکت «جمع آوری و استفاده از اطلاعات» است، ولی معمولا کاربران بدون اینکه جزئیات فرم درخواست عضویت را به دقت بخوانند، آن را تایید می کنند.

این شرکت در فرم عضویت نوشته است نرم افزار وایبر فایل صوتی مفصلی از مکالمه هر تماسی از همه تلفن ها و شبکه ها بدست می آورد تا درک بهتری از عملکرد شبکه و جزئیات آن از نظر تعداد مکالمه های کاربران و مکان های تماس و زمان مکالمه ها و نوع شبکه استفاده شده، داشته باشد.

این شرکت این اقدام را اینگونه توجیه کرده است که به دنبال اطلاع از هر مشکل فنی و بهبود خدمات یا دلایل امنیتی عمومی است؛ ولی این شرکت فایل مکالمه های ضبط شده را به مدت سی ماه نگه داشته و در اختیار مزدوران قرار می دهد

wechat !!

با توجه به سرویس‌های مختلف برای انتقال پیام، وی‌چت با ارائه دادن خدمات بهتر، جدابیت بیشتری برای کاربران خود داشته اما متاسفانه به دلیل عدم آگاهی مخاطبان از ابزار‌ها و امکانات سوء استفاده در این فضای مجازی، اطلاعات شخصی خود را در این صفحه مجازی درج می‌کنند.

وی چت یک ابزار پیام‌رسان با تمام ویژگی‌ها و امکانات مختلف است که کاربران با آن می‌توانند با دوستان‌شان ارتباط رایگان برقرار کنند.

وی‌چت به دست "تنسنت" در چین ساخته شده است و اولین انتشار آن به ژانویه ۲۰۱۱برمی‌گردد. این برنامه در آندروید، آی‌فون، بلک‌بری، ویندوز فون و سیستم عامل‌های موبایل در دسترس است. زبان‌های قابل پشتیبانی عبارتند از: سنتی و ساده شده چینی، انگلیسی، اندونزیایی، اسپانیایی، پرتغالی، ترکی، مالایی، ژاپنی، کره‌ای، لهستانی، ایتالیایی، تایلندی، ویتنامی، هندی و روسی.
وی‌چت بر روی شبکه‌های Wi-Fi، ۲G، ۳G، و ۴G پشتیبانی می‌شود. در اصل این برنامه یک شبکه اجتماعی کاملا خصوصی است که با توجه به سرویس‌هایی که در آن گنجانده شده است، می‌توان به راحتی و از طرق مختلف با دوستان و اقوام‌تان در ارتباط باشید؛ آن هم به صورت رایگان و تنها با اتصال به اینترنت. سرویس‌های پیام‌رسان مختلفی همچون واتس اپ ، وکسر، آی ام او و یا لاین وجود دارند که هر یک از آن‌ها به خاطر یک ویژگی مطرح و مورد استفاده قرار می‌گیرند اما وی‌چت ابزاری است که با آن می‌توانید همه سرویس‌های مبتنی بر چت را داشته باشید آن هم در یک شبکه اجتماعی.

از وی‌چت می‌توان به عنوان یک شبکه اجتماعی سیار نام برد‌، سرویس‌های مبتنی بر چت را در قالب یک شبکه اجتماعی ارائه می‌دهد و این ابزار به عنوان یک مسنجر سیار جذاب مورد استفاده کابران، جوانان و نوجوانان تلفن همراه قرار گرفته است. در بسیاری از کشورهای دنیا به خاطر جذابیت‌ و دسترسی آسان وی‌چت، این شبکه‌های اجتماعی، مخاطبان گسترده‌ای دارند.

در حال حاضر در ایران بیش از 70 درصد جوانان ما تلفن‌های هوشمند و مجهز به سیستم اندروید استفاده می‌کنند و حضور دختران 7 تا 15 سال و پسران 9 تا 15 سال در وی‌چت بسیار می‌تواند قابل توجه باشد. 

نکته‌ اساسی در مورد این اپلیکیشن، این است که از هیچ سیستم رمزگذاری برای اطلاعات کاربران استفاده نمی‌کند و گزارش‌های مختلفی نیز وجود دارد که باعث نگرانی کاربران نسبت به شنود مکالمات آن‌ها می‌شود.

در همین راستا به گزارش گاردین، یک فعال حقوق بشر به نام "هوجیا" به دلیل شنود چت‌ها و تماس‌هایش از طریق وی‌چت بازداشت شد و سه سال از عمر خود را در زندان‌های چین گذراند.

فیس‌بوک به عنوان یک شبکه اجتماعی در اینترنت فعالیت گسترده مخرب داشته اما ورود وی‌چت به عنوان یک شبکه اجتماعی در تلفن همراه قابل توجه است، خوراک اطلاعاتی این شبکه‌های اجتماعی و حمایت‌های مالی و سیاست‌گذاری آن از منابع مشخص در کشورهای غربی صورت می‌گیرد. پشت پرده شبکه اجتماعی جدید وی‌چت،صهیونیست است که از این شبکه‌های مخرب حمایت می‌کند

شبکه‌های اجتماعی جدید مانند «وی‌چت» و همچنین فیس‌بوک حیازدایی و ترویج لاابالیگری را به دنبال دارد در واقع این شبکه‌ها برای خانواده‌ها و جوانان مخرب هستند. شبکه اجتماعی جدید «وی‌چت» باعث عادی سازی روابط نامشروع می‌شود، شبکه اجتماعی جدید  ویچت اصالت خانواده را متزلزل می کند و آثار منفی به دنبال دارد که باید به طور جدی به این مبحث پرداخت و جلوی گسترش چنین شبکه‌هایی را گرفت.

 

انتشار پیام‌های شرم‌آور جنسی ، فحش های رکیک! عمل بسیار زشت و به دور از انسانیت است که در تمام روم‌ها مشاهده می‌شود و مرزی ندارد که به خودی خود ، مخصوصا برای نوجوانان و جوانانی آسیب زایی جدی دارد در جامع ایرانی و اسلامی باید این موارد حذف شود و جلوی آسیب‌ها گرفت.

 

بازگو کردن موضوعات کاملاً خصوصی، جنسی، تن نمایی ،توهین به اعتقادات دیگران از مواردی است که در چت‌روم‌ها شاهد آن بوده و اخیراً با رویه عادی سازی این موضوع در  ویچت به چشم می خورد که در نهایت اباحه‌گری جنسی و بی‌بندوباری را فریاد می‌زنند

بعضاً طلاق‌ها ناشی از شبکه‌های اجتماعی است. باید آگاه باشیم که دشمن به دنبال فروپاشی خانواده‌های ایرانی است چراکه خود فاقد خانواده هستند؛ همچنین شبکه ماهواره نیز با عادی‌سازی خیانت و فحشا باعث طلاق‌ها می‌شوند که باید در این زمینه فرهنگسازی صورت گیرد.

در «وی‌چت» به راحتی و رایگان می‌توان صدای طرف مقابل را شنید که این امر در میان دختران و پسران نگران کننده است، حضور دختران و پسران نوجوان در وی‌چت که به سادگی مورد فریب افراد ناشناس قرار می‌گیرند خود یک آسیب جدی است و ما شاهد بی‌بند و باری و روابط دختر و پسر در سراسر کشور می‌شویم که در این میان خانواده بی خبر هستند و بعد از آسیب جدی متوجه این موضوع می‌شوند.

 

وی‌چت امروز در دنیا بیش از 300 میلیون کاردبر دارد؛ در این شبکه اجتماعی به ظاهر خصوصی می‌توان با دوستان و آشنایان و حتی با کسانی که با هویت جعلی عضو وی‌چت هستند، ارتباط برقرار کرد و پیام‌ها و تصاویر و فایل‌هایی را انتقال دهند.

انتشار پیام‌های غیراخلاقی و سیر پیشنهادات بی‌شرمانه و تجاوزات ذهنی که به دختران جوان در این فضای مجازی صورت می‌گیرد، خطرات و آسیب‌های اجتماعی جبران‌ناپذیری را ایجاد می‌کند. سوء استفاده و هویت‌های جعلی که در فضای وی‌چت وجود دارد باعث آسیب‌های جدی برای نوجوانانی که هنوز قابلیت تشخیص درست و غلط را ندارند، می‌شود.

سرقت اطلاعات و تصاویر از طریق وی‌چت‌های جعلی، امکان تهدید کاربران وی‌چت از طرف سودجویان و هکرها را فراهم می‌سازد.  گسترش اختلالات روانی، صلب امنیت روانی، بیماری‌های موبایلی و اینترنتی، بلوغ زودرس و مشکلات رفتاری از خطرات این ابزار جدید به‌شمار می‌رود.‌

نباید دست روی دست گذاشت تا دشمن به هدف خود برسد؛ متأسفانه هنوز هیچ رسانه و مسئولی در خصوص این شبکه های اجتماعی صحبت و اطلاع رسانی دقیق نکرده است

نرم افزار چت یا جاسوسی!؟

وی چت به چه اطلاعاتی در گوشی شما دسترسی دارد!؟

دسترسی ها:
خدمات پرداخت مارکت
خواندن وضعیت و شناسه گوشی
مشاهدهوضعیت Wi-Fi
استفاده از اختیارات تایید هویت یک حساب
تغییر تنظیمات هماهنگ‌سازی
خواندن تنظیمات هماهنگ‌سازی
فعالیت به عنوان تاییدکننده اعتبار حساب
مدیریت فهرست حساب‌ها
کشف حساب‌های تعریف‌شده
تغییر وضعیت Wi-Fi
نمایش هشدارهای سیستمی
ارسال اطلاعیه‌های ماندگار
مدیریت بلوتوث
برقراری اتصال‌های بلوتوثی
خواندن تنظیمات
حذف میانبر
افزودن میانبر
تغییر تنظیمات کلی سیستم
ویرایش اطلاعات آشنایان
تغییر یا حذف محتویات کارت حافظه
جلوگیری از خاموش شدن صفحه نمایش
کنترل لرزش گوشی
خواندن پیامک
خواندن اطلاعات آشنایان
ضبط صدا
شروع خودکار هنگام روشن شدن گوشی
تغییر تنظیمات صدا
دسترسی کامل به اینترنت
دسترسی به برنامه‌های در حال اجرا
گرفتن عکس
موقعیت دقیق به کمک GPS))
موقعیت تقریبی ( با استفاده از شبکه تلفن همراه)
مشاهدهوضعیت شبکه

جالبترینش اینها هستند:

ویرایش اطلاعات آشنایان
تغییر یا حذف محتویات کارت حافظه
خواندن پیامک
خواندن اطلاعات آشنایان
ضبط صدا
دسترسی کامل به اینترنت
دسترسی به برنامه‌های در حال اجرا
گرفتن عکس
موقعیت دقیق به کمک GPS
موقعیت تقریبی ( با استفاده از شبکه تلفن همراه(

چت دارای مزایا و فوایدی است که می شود به امور زیر اشاره نمود:

فواید چت :

1-دسترسی به گروه وسیعی از افراد ( کاربران آن لاین ) در یک لحظه

2- هزینه اندک تماس با دیگران ‌حتی با نقاط بسیار دور دست جهان(درمقایسه با سایر وسایل ارتباطی مانند تلفن،بی‌سیم،فکس و...)
3-امکان ارتباط نوشتاری با افراد متعدد به صورت هم زمان

4- امکان ارسال و دریافت فایل، عکس ، نامه و صرفه جوئی در هزینه و وقت

 این بود یک روی سکه چت که همان روی زیبای آن باشد ولی اگرسکه چت را برگردانده به روی زشت و نازیبای آن نگاه کنیم مضرات زیر را خواهیم دید.

مضرات چت:


1- استفاده بیش از حد از چت‌های اینترنتی نامناسب می‌تواند منجر به اختلالاتروانی درازمدت در افراد شود زیرا هر قدر فاصله بین دنیای واقعی و تخیّلی افراد بیشتر شود، این امر می‌تواندمنجر به افسردگی و بروز اختلالات روانی در افراد شود.

2- با توجه به این که بیشتر کاربران چت روم‌ها را جوانان نا آشنا به واقعیت هایاجتماعی تشکیل می‌دهند، افراد سودجو و فرصت طلب ،حضور گسترده‌ای در برخیچت روم‌ها دارند و مترصد فرصت هستند تا با اغفال جوانان، آنها را به بزه کاری سوقدهند.

3- بیشتر چت روم‌ها رعایت اصول اخلاقی را ملزم نمی‌دانند، لذاافراد استفاده کننده از این چت رومها دچار فسادهای اخلاقی و فکری می شوند بهمنظور حفظ شئونات اخلاقی، اغلب این چت روم‌ها از سوی مراجع ذی صلاح مسدود می‌شوند.

4-زوج یابی اینترنتی نیز پدیده‌ای جدید و در حال گسترش است و برخی جوانانبه منظور آشنائی با همسرآینده خود وارد محیط چت می‌شوند؛ وبا این طریقخودشان را گرفتار کار سخت تری می کنند.  ای چه بسا که باعث نابوی دنیا وآخرت آن فرد شود.

5-گذشته از کسانی که نیازهای گوناگونشان آنها را به چت روم‌ها می‌کشاند ،عده‌ای از افراد به قصد مزاح و فریب دیگر کاربران وارد چت روم‌ها می شوند و از دادناطلاعات غلط و دست انداختن دیگران لذت می‌برند.  به طوری که برخی افراد متاهل، مسن یا فقیر خود را مجرد، جوان و ثروتمند جامی‌زنند . برخی از چت‌کنندگان حتی در پاره‌ای از موارد هویت جنسی خود را دگرگونمعرفی می کند .

6-با استفاده نا آگاه و غلط بسیاری از اطلاعات و مسایل شخصی خویش را انساناز دست می دهد.
7-گاهی فردی با استفاده نا آگاه از چت باعث آبرو ریزی خویش می گردد.
8-غیرقابل اعتماد بودن اطلاعات رد و بدل شده درچتها و گفتگوهای اینترنتی است.


9-در صورت درست استفاده نکردن ضایع شدن عمر وپول فرد در این راه نادرست.


10-مشکلات سیاسی و اجتماعی برای خود ایجاد کردن.


11-دچار پریشانیهای فکری، عقیدتی و اخلاقی شدن و ده ها مضرات دیگری که از این طریق دامنگیر استفاده کنند ه می شود.


چند نصیحت برای چتگرها:

برای اینکه بتوانید از چت استفاده درست را برده و مضراتش دامین گیر شما نشودبه امور زیر توجه دهید:

1- تا نیازمبرم نداشتید ازچت استفاده نکنید.

2- به وقت نیاز وبه قدر نیاز از چت استفاده کنید.

3- با هرکس و ناکس چت نکنید.

4- به کسی که نمی شناسید هر گزاطلاعات ندهید.

5- زرنگ باشید فریب کلمات فریبنده را نخورید؛ ای چه بسا که دروغ باشند.

6- از را ه چت به همسر یابی نروید.

7-هرگزدر چتهایتان کلمات زشت و خلاف شرع ننویسید.

8- با دید شک با کسانی که نمی شناسید بر خورد کنید.

9- رمز ایمیل ، وبلاگ ویا سایت خود را به کسی چت نکنید.

12-مشخصات خود را به کسانی که نمی شناسید هرگز ندهید.

13-آدرس خودتان را به کسانی که نمی شناسیید ندهید.

«اینستاگرام» و «واتس اَپ» سلاح‌های دشمن در کارزار فرهنگی است

یکی از کاربردهای اصلی و پرطرفدار این تلفن‌های هوشمند، استفاده از آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی است. «اینستاگرام» و «واتس اَپ» دو مورد از پرطرفدارترین اپلیکیشن‌های مبتنی بر تلفن همراه است که کاربران زیادی در ایران دارد و البته بیشتر این کاربران نیز از پشت‌پرده فعالیت این اپلیکیشن‌ها و اهداف صاحبان آن‌ها آگاهی کاملی ندارند.

اما در این زمینه سوالاتی مطرح است که به بعضی از آنان پاسخ می گوییم.

پشت پرده اینستاگرام و واتس اَپ چیست و چه کسانی با چه اهدافی این شبکه‌ها را هدایت می‌کنند؟ 

-اینستاگرام، سرویس عکس و واتس اَپ، نرم‌افزار تلفن همراهِ کمپانیِ صهیونیستیِ فیسبوک‌اند و مدیریت آنها به دست تأثیرگذارترین صهیونیستِ جهان است؛ کسی که با حضور در سرزمین‌های اشغالی، طی مراسمی‌ویژه، جایزه خود را از دست سران رژیم صهیونیستی دریافت کرد. مهم‌ترین هدفِ این شبکه‌ها بر اساس اسناد موجود، تبدیل اسراییل منفور، نامشروع و کوچک به اسراییل بزرگ است؛ مارک زوکربرگ ۳۱ مرداد سال گذشته رسماً اعلام کرد «مأموریتِ جدید» خود را آغاز کرده است. او در شرح مأموریت جدیدش گفت؛ با محوریت تلفن همراه قصد دارد ۵ میلیارد نفر را در سراسر جهان به شبکه صهیونیستی خود اضافه کند.چندی پیش با انتشار خبرِ خریدِ واتس اَپ و شرکت انگلستانیِ اسکنتا که تولید کننده پهپاد است و اضافه شدن شرکت‌های سامسونگ و اریکسون و نوکیا به پروژه این شرکت، مشخص شد برنامه‌های رژیم صهیونیستی برای اشغال و الصاقِ سرزمین‌های مجازی دیگر به خود، وارد مرحله اجرا شده است.

 

البته بر اساس اسناد منتشرشده توسط ادوارد اسنودن، فیسبوک از اواسطِ سال ۲۰۰۹، یعنی نزدیک به پنج سال پیش، سرورها و اطلاعات کاربرانِ خود را به طور کامل در اختیار آژانس امنیت ملی آمریکا قرار داده است؛ در نتیجه می‌توان یکی دیگر از اهدافِ توسعه این نرم‌افزارها را تسلط بر محتوای گوشی‌های تلفن همراهِ کاربرانِ این نرم‌افزارها و سوءاستفاده از آنها به عنوان جاسوس‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی دانست، زیرا بر اساس همین اسناد، رژیم صهیونیستی نیز یک کپی از تمام اطلاعات مبادله شده در این شبکه‌ها را دریافت می‌کند. اینجاست که مشخص می‌شود چرا این شرکت‌ها هرگز ایرانیان را تحریم نکردند و در اوج تحریمهای به اصطلاح فلج‌کننده، خدمات رایگان خود را در ایران متوقف نکردند!

 

چرا تاکنون اینستاگرام و واتس اَپ به طور کامل فیلتر نشده‌اند؟

-  علتِ کندیِ دولتمردان در رویارویی با این تهدیدها را باید به صورت جدی از خود آن‌ها پیگیری کرد، زیرا فیلتر شدنِ سریعِ این پایگاه‌ها می‌تواند به صیانت از حقوق شهروندان ایرانی کمک کند.

برخورد جمهوری اسلامی‌به عنوان یک کشورِ مستقل، انقلابی و اسلامی‌ و همچنین به عنوان رئیسِ جنبش عدم تعهد در رویارویی با این تغییرِ آرایشِ نظامی‌و امنیتی دشمن چه باید باشد؟

-  بی گمان وقتی ایادی شیطان بزرگ به شخصی‌ترین بخشِ حریمِ خصوصیِ کاربران وارد شدند و امنیتِ روانی و اخلاقیِ جامعه را برهم زدند و مرزهای اعتقادی مردم ما را از میان بردند و باعث از هم گسیختگیِ نظام خانواده و انحرافِ آینده‌سازان ایرانِ اسلامی‌شدند و فرهنگ اصیل اسلامی- ایرانی ما را مورد هجمه و دستبرد قرار دادند، مسئولان ما تنها با فیلتر کردنِ محدود و یک خط در میان وظیفه خود را انجام نداده‌اند. فیلترینگ، تنها سرعتِ ادامه پیشرفتِ دشمن را کمتر می‌کند و مسئولان دولتی مأموریتشان تنها دل‌خوش کردن خانواده‌ها به توفیقات فیلترینگ نیست و بهتر است برای پاسخ به نیازهای جامعه تدبیر کنند. البته وقتی درد بیشتر می‌شود که همین فیلترینگ محدود هم اعمال نشود یا نرم‌افزارهایی مانند اینستاگرام که سال گذشته فیلتر بود، رفع فیلتر شود و حتی علامت هشداردهنده بر ورودی منطقه تیر و میدان مینِ دشمن برداشته شود. نباید فقط به فیلتر کردن آن‌ها بسنده کرد، بلکه ابزارهای جایگزین کنونی هم باید تقویت و رفع اشکال شده و به فعالسازیِ بخش خصوصی با هدف حمایت از تولید ملی و کارآفرینی، کمک کند. این کوچک‌ترین انتظار خانواده‌ها و مردم عزیز ایران از دولتمردان است.

 

آیا بستن صفحات و تصاویرِ مغایر با قانون و اخلاق در اینستاگرام و واتس اَپ ممکن است؟ 

 

- نرم‌افزارهای تلفن همراه عموماً و به طور خاص این دو نرم‌افزار، یو آر ال محور نیستند؛ یعنی بسته‌های محتوایی و تصاویر بارگذاری شده بر روی آن‌ها دارای نشانی اینترنتی مستقیم نیست، بلکه از طریق آی پی و اغلب به صورت رمز شده منتشر می‌شود. در نتیجه در حال حاضر میلیون‌ها تصویر مستهجن و پورنوگرافی در اینستاگرام منتشرشده که حتی یکی از این تصاویر را نمی‌توان به صورت مجزا فیلتر کرد که البته این موضوع در ارتباط با فعالیت‌های جاسوسی و خلاف عفت و اخلاق عمومی‌در واتس اَپ هم صدق می‌کند. بر اساس آمارهای منتشرشده در حال حاضر بیش از ۱۲ میلیون نوجوان زیر ۱۸ سال در ایران از اینترنت استفاده می‌کنند که همه این افراد در معرض آسیب‌های جدی ناشی از این هرج و مرج بی‌سابقه در اینترنت هستند و خانواده‌ها نیز با تصور اینکه دولت در اجرای وظایف قانونی خود که در بند یک اصل سوم قانون اساسی بر آن تاکید شده، با هدف ایجاد «محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی»، اینترنت را کنترل می‌کند، فرزندانشان را در این فضای دهشتناک تنها می‌گذارند، غافل از اینکه حتی یک تصویر بند انگشتی هم در این نرم‌افزارهای تلفن همراه قابل فیلتر کردن نیست! گمان می‌کنم بر کسی میزان غیرقابل انکار فساد و فحشا و محتوای مجرمانه در اینستاگرام پوشیده نباشد و هر کس تنها چند دقیقه وقت بگذارد، پس از نصب نرم‌افزار اینستاگرام بر روی تلفن همراه خود با تعداد بسیار زیادی از این‌گونه تصاویر شرم‌آور روبه‌رو خواهد شد.

آیا فعالیت نیروهای ارزشی در این پایگاه‌های آمریکایی منطقی است؟

-  بی گمان ورود و فعالیت افراد بدون آموزش و مأموریتِ مشخص به سرزمینِ مجازیِ دشمن، نادرست است و تنها باعث می‌شود ساده اندیشان، مورد سوءاستفاده دشمنان قرار گیرند و البته تصور اینکه رژیم اشغالگر قدس توان فنی خود را در اختیار مسلمانان و دشمنان درجه یکش قرار می‌دهد تا محتوایی خلاف ارزش‌ها و امنیت صهیونیست‌ها منتشر کنند، آن‌قدر مضحک است که نیازی به توضیح ندارد. فیسبوک پس از خرید یک میلیارد دلاری اینستاگرام اعلام کرد این شرکت زیان ده است. خوب است از خودمان بپرسیم چرا یک کمپانی آمریکایی که ارزش سهامش در حال کاهش و رو به سقوط است و باید پاسخگوی انبوهِ سهامدارانش باشد، چنین مبلغ هنگفتی را برای خرید یک نرم‌افزار زیان ده هزینه می‌کند؟

عده‌ای می‌گویند نرم‌افزارهای تلفن همراه قابل مسدودسازی نیست، آیا این ادعا را تأیید می‌کنید؟

- بی تردید این ادعا صحیح نیست و از نظر فنی امکان این وجود دارد که هر پروتکلی را روی گیت وی یا در سطوح دیگر دسترسی مسدود کنند یا نشانی عددی سرورهایِ پشتیبانِ نرم‌افزارِ متجاوز به حریم خصوصی کاربران، مسدود شود.

آیا با وجود فیلترشکن‌ها، فیلتر کردن این نرم‌افزارها می‌تواند کارساز باشد؟

-  نخست اینکه اگر کاربرانِ خاطی بدانند با استفاده از فیلترشکن چه میزان از پول آن‌ها و سرمایه‌های ملی به هدر می‌رود و تا چه اندازه مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند، به نحوی که حتی به تولیدکننده فیلترشکن اجازه می‌دهند به تمام رایانه آن‌ها دسترسی داشته باشد و با استفاده از رایانه آن‌ها جرایم مختلفی را انجام دهد، هرگز به سراغ فیلترشکن‌ها نمی‌روند؛ این البته وظیفه اصحاب رسانه است تا هشدارهای لازم را به شهروندان بدهند.

دوم اینکه دولت موظف است ابتدا مناطق خطرناک را با علایم هشداردهنده به کاربران نشان دهد و تا حد ممکن از آسیب رسیدن به آن‌ها جلوگیری کند، در نتیجه نمی‌توان پذیرفت که چون ممکن است فرد یا افرادی از چراغ قرمز رد شوند، پس چراغ‌های قرمز را جمع کنیم!

سوم اینکه دولت می‌تواند و باید جلویِ فیلترشکن‌ها را بگیرد تا از وارد آمدن آسیب‌های جبران‌ناپذیر به شهروندان جلوگیری شود. چهارم اینکه فیلترینگِ موجود با تمام ضعف‌هایی که دارد تا حدودی جلو دسترسی افراد آسیب‌پذیر به این نرم‌افزارها را می‌گیرد، به شکلی که در بیشترِ موارد بیش از ۹۰ درصد کاربران یک تارنما پس از فیلتر شدنِ آن ریزش پیدا می‌کنند.

رۆیای اینستاگرام وطنی در پروژه ای به‌نام"لنزور"

با روی کار آمدن دولت جدید ، موضوع تقویت شبکه‌های اجتماعی داخلی در دستور کار قرار گرفت و بر همین اساس در گام اول، محمود واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با عضویت در شبکه‌های «کلوب»، «آپارات»، «تبیان» و «زیگور» علاوه بر اینکه به وعده دولت جامه عمل پوشاند، حتی عضویت در این سایت‌های اجتماعی را به رئیس جمهوری و سایر اعضای دولت نیز پیشنهاد داد. بر اساس آخرین آمار منتشر شده، صفحه‌های اجتماعی وزیر ارتباطات با بازدید خوبی از سوی کاربران مواجه شده است و کاربران نیز می‌توانند در ساعت‌های مشخص شده سوالات و مشکلات خود را با وی در میان بگذارند. روند رو به رشد و موفق استفاده از شبکه‌های اجتماعی داخلی سبب شد تا این بار سایت شبکه اجتماعی «لنزور» که برای اشتراک گذاری عکس بر روی اپلیکیشن‌های موبایلی مورد استفاده قرار می‌گیرد، توسط شرکت «توسعه تجارت الکترونیک صبا» در دستور کار قرار گرفته و طراحی شود.

شبکه اجتماعی «لنزور» از گروه شبکه‌های اجتماعی «آپارات» و «کلوب» است که کاربران ایرانی این شبکه اجتماعی مبتنی بر عکس، در هر لحظه و هر جایی که حضور دارند می توانند با گوشی یا تبلت خود عکاسی کرده و با لمس یک دکمه آن را به اشتراک بگذارند. این نرم‌افزار که قابل اجرا در سیستم عامل اندروید است با استفاده از قابلیت‌های تنظیمات عکس و افکت‌های متفاوت، دنیای تازه‌ای به عکس‌های کاربر می‌بخشد.

«لنزور» فقط زبان فارسی را پشتیبانی می‌کند. در حال حاضر بیشتر به دنبال این هستیم که سهمی از بازار به اشتراک گذاشتن عکس در ایران بدست بیاوریم.                                                                                              

منابع :

www.empireoflies.ir

www.jc313.ir

http://ibso.ir/index.php/2014-07-25-09-32-18/912-2014-08-14-03-30-39

و اما بعد...

روزنامه کیهان مورخ 26 اردیبهشت ماه سال 1393

جاسوسی آمریکا از ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی

با همکاری دو موسسه آمریکایی و اسرائیلی، از دو سال پیش پروژه رصد محتوای صفحات ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی با هدف آگاهی از واکنش آنها به تحریم‌های اقتصادی، به اجرا درآمده است.

این پروژه در نوامبر 2012 توسط بنیاد آمریکایی دفاع از دموکراسی Foundation for Defense of Democracies و بنیاد صهیونیستی تارگوم شلیشی Targum Shlishi Foundation آغاز شده است.
این پروژه در قالب چهارمین دوره طرح ویژه ایران با نام «فساد ایران و پروژه رسانه‌های اجتماعی» اجرا شده است.
هدف از این برنامه استفاده از فناوری‌های نوین ارتش آمریکا، برای رصد صدها هزار مکالمات و پیام‌های رد و بدل شده ایرانیان در قالب شبکه‌های اجتماعی بود تا مشخص شود تحریم‌های اقتصادی تا چه حد توانسته است در میان اقشار مختلف مردم ایران از طبقات مرفه تا متوسط و کم درآمد نسبت به نظام ایران، خشم و نارضایتی ایجاد کند.  هرچند نتایج این پژوهش عظیم اعلام نشده اما مطمئنا در تصمیم‌گیری‌های دولت آمریکا درباره اثرات تحریم‌های اقتصادی اثرگذار بوده است.
گفتنی است بنیاد دفاع از دموکراسی که یکی از اتاق فکرهای دولت آمریکاست، تمرکز ویژه‌ای بر ایران دارد.  این بنیاد پس از حادثه 11 سپتامبر تشکیل شد و اهداف اصلی خود را جنگ علیه تروریسم در خاورمیانه، حمایت از کشورهای دموکراتیک در برابر اسلام افراطی و حمایت از منافع اسرائیل در آمریکا اعلام کرد.
بنیاد دفاع از دموکراسی به طیف نومحافظه‌کاران وابسته است. مسئولان بنیاد دفاع از دموکراسی از حامیان سرسخت حمله نظامی آمریکا به ایران و اعمال تحریم‌های گسترده در ارتباط با برنامه هسته‌ای آن هستند.
از سال 2008 با خروج متفکران تندرو همچون مایکل لدین و روئیل مارک گرشت از موسسه امریکن اینترپرایز و پیوستن آنها به بنیاد دفاع از دموکراسی ، فعالیت‌های این بنیاد علیه ایران به شدت گسترش یافته است. تا سال 2011 این بنیاد سه پروژه که مستقیما در ارتباط با ایران بود، اجرا کرد که عبارتند از پروژه ایران/حزب الله؛ پروژه انرژی ایران؛ و پروژه حقوق بشر ایران که به نظر می‌رسد پروژه انرژی ایران، مهم‌ترین آنها باشد.
این پروژه که توسط مارک دوبوویتز مدیر اجرایی بنیاد دفاع از دموکراسی اجرا شد، در واقع سرمنشأ تحریم‌های شدید اقتصادی بین‌المللی و آمریکا علیه ایران در سال‌های اخیر بوده است.
دوبوویتز و همکارانش در بنیاد دفاع از دموکراسی در سال‌های اخیر منابع اصلی اطلاعات رسانه‌های آمریکایی و کنگره این کشور در موضوع تحریم‌ها علیه ایران بودند.
دوبوویتز بر اعمال تحریم های شدید علیه مردم ایران با هدف ایجاد ناآرامی های اجتماعی تاکید داشته و با کاهش تحریم ها علیه صادرات دارو به ایران نیز مخالفت می کرده است. او در مقاله ای که در سال 2011 در ویکلی استاندارد نوشته بود و تاکید داشت که رژیم تحریم ها علیه ایران باید آن‌قدر گسترده باشد تا رهبر ایران به این نتیجه برسد که ادامه انرژی هسته ای به اضمحلال کشور می انجامد و باید از آن دست کشید.
دوبوویتز حتی پس از آغاز دور جدید مذاکرات ایران با 6 کشور غربی با روی کار آمدن دولت روحانی هم سرسختانه با هر نوع کاهش فشار اقتصادی علیه ایران مخالفت می کرد چون معتقد بود چنین اقدامی سبب این برداشت خواهد شد که آمریکا از به نتیجه رسیدن تداوم تحریم ها ناامید شده است.
دوبوویتز همچنین حامی لایحه دو سناتور جمهوریخواه یعنی مارک کرک و روبرت منندز درباره اعمال تحریم های جدید علیه ایران بود. هدف از این لایحه، نقض تعهدات آمریکا به ایران طبق توافق ژنو برای عدم اعمال تحریم های جدید علیه ایران بود که البته به تصویب نرسید.
به گزارش مشرق، بنیاد دفاع از دموکراسی همچنین از اغتشاشگران فتنه سال 88 نیز حمایت مستقیم می‌کرد. چهره‌های اصلی بنیاد دفاع از دموکراسی از حامیان سرسخت حمله مستقیم نظامی آمریکا علیه ایران هستند.

لینک خبر:

http://kayhan.ir/fa/news/12945

 

و اما توضیحات وزیر ارتباطات در خصوص قطع تماس های تصویری شبکه رایتل:

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات گفت: به احتمال زیاد پیوست فرهنگی رایتل ظرف سه ماه آینده به شورای عالی فضای مجازی ارائه خواهد شد.

محمدحسن نامی در پاسخ به این سوال ایسنا که وضعیت تماس های تصویری رایتل به کجا رسیده است، توضیح داد: هفته آینده جلسه ای در این زمینه برگزار خواهد شد.

وی در پاسخ به این که پیش از این هم جلسه ای با حوزه علمیه برگزار شده، اظهار کرد: بله اما در حال حاضر سعی داریم با حضور بخشهای مختلف دانشگاهی در تدوین پیوست فرهنگی از همه ظرفیت ها استفاده کنیم به همین دلیل اکنون نمایندگانی از دانشگاه امام جعفر صادق (ع)، دانشگاه علامه، جهاد دانشگاهی، حوزه علمیه و به تازگی دانشگاه دفاع ملی در جلسات مربوط به این موضوع حضور خواهند داشت.

وزیر ارتباطات در پاسخ به این سوال که آیا با این روند پیگیری تماس های تصویری رایتل و پیوست فرهنگی طولانی نخواهد شد، گفت: اکنون کار شروع شده و اعضای جدید به مرور به ما می پیوندند.

نامی در ارتباط با این که در نهایت تماس های تصویری رایتل از چه زمانی برقرار خواهد شد، اظهار کرد: در اصل ما باید پس از تدوین پیوست فرهنگی آن را به شورای عالی فضای مجازی ارسال کنیم تا پس از تایید آن در شورا کار آغاز شود. البته حتی اگر همین حالا شورا بگوید حتی بدون پیوست فرهنگی موضوع پیگیری شود ما این کار را انجام خواهیم داد چرا که پیگیری این موضوع از وظایف ماست.

وی در ادامه اظهار امیدواری کرد: ظرف سه ماه آینده پیوست فرهنگی رایتل به نتیجه برسد.

وزیر ارتباطات در پاسخ به سوال دیگر ایسنا مبنی بر این که آیا وزارت ارتباطات تاکنون برای حل مشکل تماس های تصویری با شورای عالی فضای مجازی صحبت و مذاکره نداشته، توضیح داد: ما صحبت هایی را مطرح کرده ایم اما آنها نیز بحث پیوست فرهنگی را مطرح کرده اند.

لینک خبر:

http://www.tabnak.ir/fa/news/331242/%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%B7%D8%B9%E2%80%8C-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%84

و اما ساده مگذر...

همه بزرگان واقف به جاسوسی دشمنان این ملک و ملت توسط شبکه های اجتماعی مانند وایبر، تلگرام، واتس آپ و... هستند.

نمی دانم چرا با این همه آگاهی مانع از خدمت رسانی شبکه های داخلی شدند تا هم سود دریافتی از این خدمات در داخل کشور مصرف شود و هم مانع از جاسوسی ای شوند که همه به آن اعتراف می کنند؟!

ای کاش گوش شنوایی یافت می شد...


 
← صفحه بعد