!تخريبچي =با ايثار جانش ،راه سالم وبي خطررا براي ديگران هموار مي سازد

 

تخریبچی دوران

 

تخریبچی دوران منتشر شد

به نام خدا

استراتژی براندازان در جنگ نرم

استراتژی دشمنان در جنگ نرم بر دو محور اصلی و اساسی استوار است :

الف) ایجاد نارضایتی عمومی.

ب )  همگام کردن افراد ناراضی با خود و در نهایت به معارضه کشاندن آنان.

دشمن برای دسترسی به اهدافش از روش های زیر در جنگ نرم تا کنون استفاده کرده است:

1)    دشمن می خواهد نام و عکس شهدا باشد ولی راه و روش و منش آنان نباشد ! زیرا روحیه ایثارگری و گذشت از منافع برای اعتلای کشور و انجام تکلیف بزرگترین سد در مقابل نارضایتی مردم می باشد.

2)    طراحان براندازی نرم می خواهند به هر روش ممکن مردم را ناراضی کنند . سوء استفاده از غفلت های نیروی های خودی بهترین هدیه برای آنان است.

3)    نفوذ عناصر بدلی در موقعیت های اجرایی که ارتباط بی واسطه با مردم دارند ، به منظور ایجاد شائبه ی فساد اخلاقی و مالی در بدنه مدیریت اجرایی کشور در نزد اذهان عمومی.

4)    سلب امنیت روانی از جامعه با افزایش سرقت ، زور گیری ، تجاوز به نوامیس و گسترش اخبار مربوطه .

5)    ترغیب مدیران اجرایی به پرداختن به معلول به جای برخورد اصولی با ریشه و علت ناهنجاری ها. مانند : به جای جلوگیری از قاچاق رسیور و ال ام بی  به داخل کشور ، با مصرف کننده برخورد کنند . و...

6)     تبلیغ گسترش بی دینی در بین مردم مانند تبلیغ گسترش روزه خواری در جامعه . در حالی که این امر با توجه به صف های روزه داران در هنگام افطار در مقابل نانوایی ها و توجه به نشانه های دیگر از اساس دروغ بوده و تنها دشمن می خواهد با این روش عملیات روانی خود را پیش ببرد.

7)    قدرت نمایی ظاهری نیروهای انتظامی و امنیتی برای مردم  ! به جای آنکه در مقابل دشمن و افراد بزه کار و هنجار شکن این قدرت نمایی صورت گیرد.

8)    ترور سیاسی افراد تأثیرگزار و کسانی که نتوانسته اند آنان را در طرح براندازی نرم با خود همراه کنند ، با بد نام کردن و خانه نشین کردن آنان و تلاش جهت به عناد کشاندن اینگونه افراد که جان و جوانی خود را برای اعتلای نظام اهدا کرده اند.

9)    برانگیختن حس انتقامجویی در بین مردم با ارایه اطلاعات غلط به آنان و یا زخمی نمودن آنان با پرونده سازی و جریمه های واهی.

10)                       جایگزینی افراد بدلی و نفوذی به جای افراد با تجربه معتقد .

11) در براندازی نرم دشمن هرگونه اعتراض حتی صنفی . احقاق حق و ... را می خواهد اقدام بر علیه امنیت ملی قلمداد کند .

12) در براندازی نرم دشمن می خواهد مردم در نهادها ، ارگان ها و سازمان های عام المنفعه و ارزشی ، با وعده های امتیاز و سهمیه و مادیات عضو شوند تا جنبه ارزشی اینگونه نهادهای ارزشی و ارزشمند با مادیات خدشه وارد شده و هر رزل و ژست و منفعت طلب و بی فرهنگی به طمع مادیات  و امتیاز ها وارد این تشکل های ارزشی شده تا بدینوسیله روحیه خدمت گزاری وایثار از بین برود.

13) دشمن با تقسیم بندی مردم کشور به دستجات ، گروه ها، قوم و قبیله های مختلف ، سعی در جدایی آنان از هم دارد . درست به مانند تقسیم بندی کرد ، لر ، ترک ، بلوچ و...

ویا قرمز و آبی ... چپ و راست ...

14) در براندازی نرم دشمن می خواهد شور  باشد اما بی شعور !

بصیرت باید از مردم گرفته شود تا شور مردم به راهی هدایت شود که دشمن
می خواهد از آن بهره ببرد!

استراتژی دشمن ،غبار آلود کردن فضای جامعه است تا حق از نا حق نشاخته
نشود تا عناصر بدلی بتوانند شور مردم بی بصیرت را به راهی هدایت کنند که به جز
خسران هیچ عایدی برای کشور ندارد.

15) در براندازی نرم دشمن میخواهد دین را در مقابل ملیت قرار دهد . در حالی که هر کدام از این دو در جای خود ارزشمند و مفید هستند ولی براندازان با تفکیک دین از ملیت و در مقابل هم قرار دادن این دو گاهی به اسم دین به ملیت می
تازند تا مردم را به دو دستگی و نارضایتی سوق دهند و گاهی به نام ملیت به دین حمله می کنند!

16) دشمن می خواهد افراد نفوذی و بدلی عکس بزرگان را بزنند و به نام بزرگان  حرف خود را بزنند و کار خود را بکنند و بدنامی حرف ها و اعمال آنان  متوجه آن بزرگان شود.

17) دشمن می خواهد باج گیران در مناسب اجرایی حاکم شوند تا زورگیری و فساد مالی  اوج نارضایتی را ایجاد کند.

فراموش نکرده ایم که در زمان طاغوت یک پاسبان با درجه پایین از یک محله باج می گرفت . بیچاره آن کس که نمی خواست تمکین کند ! آنقدر در گیر انواع و اقاسم حاشیه های می شد که ...

در کل دشمن تمام تلاش خود را معطوف کرده است تا به هر شکل ممکن اکثر مردم در گیر  پرونده های مختلف قضایی ، مالیاتی ، اجرایی و غیره باشند ، و در این راستا امید خود را به اشتباهات و غفلت های نیروهای داخلی بسته است تا نا آگاهانه و نا خواسته  مردم را ناراضی ، معترض و در نهایت به عناد و دمشنی با نظام خود بکشاند. دشمن می داند که چه می کند و امیدش به نا امیدی مردم است تا بتواند از غفلت ها و حتی اشتباهات سهوی نیروهای خودی ، طرح براندازی نرم خود را اجرا کند.

در کتاب تخریبچی دوران همین ها را گفتم ، البته به زبان داستان.

در اصل کتاب تخریبچی دوران اولین رمانی است که در ژانر امنیتی ادبیات دفاع مقدس نگارش شده است . شاید دلیل دو سال غیر مجاز شناخته شدن آن هم همین امر بوده باشد!

خدا را شکر که به لطف خودش و با تدبیر مدیر کل حوزه کتاب وزارت ارشاد جناب آقای محمد الهیاری فومنی و تلاش های خدا پسندانه جناب سرهنگ میر هاشمی جانشین پژوهشگاه دفاع مقدس ، خدا را شکر کتاب تخریبچی دوران بالاخره منتشر شد.

 و شاید تنها رو سیاهی به امثال ( الف – ش ) ماند تا شرافت  باقی مانده خود را در منافع زودگذر دنیایی به تاراج قرار دهند و همیت شغلی و حرفه ای خود را فدای دو ریال صدقه اهدایی برخی کاسه لیسان کند.

کتاب تخریبچی دوران بعد از دوسال توسط انتشارات ملک اعظم به مدیر مسوولی جناب آقای سعید عاکف  منتشر شد . خدا را شکر .

برای تهیه کتاب فوق می توانید با شماره تلفن انتشارات ملک اعظم 05117246169 تماس بگیرید و یا از طریق لینک زیر نسبت به ثبت و سفارش کتاب اقدام فرمایید.

http://derakhshandeh.org/view_book.aspx?Book_ID=5

ممنون پیگیری ها ، ابراز لطف و بنده نوازی تک تک شما بزرگواران بوده و هستم و خواهم بود.

در پناه خدا شاد و شادکام و موفق باشید.

 

رقص قلم دوستان ()        link       

مهندسی فرهنگی تنها راه مقابله با جنگ نرم

ادبیات داستانی به عنوان مادر هنرهای نمایشی در کشور های پیشرفته دارای جایگاه ویژه است.

اهمیت این هنر تنها در تولید آثار فاخر فرهنگی ملاک تصمیم گیری متولیان فرهنگی کشورها نمی باشد. بلکه نقش ادبیات داستانی در فرهنگ سازی و مهندسی فرهنگی هر جامعه ای مورد توجه قرار گرفته است .

ادبیات داستانی بی شک زبان مشترک و مورد علاقه نسل جوان و فرهیخته هر کشوری است. توجه متولیان امر به این زبان مشترک می تواند نیازمندی های آینده هر جامعه ای را به واسطه ی نگارش داستان های مناسب و به تبع آن ، ساخت فیلم های سینمایی و سریال های جذاب از اینگونه داستان ها ، تحت تأثیر قرار داده و حداقل ذهنیت جامعه را نسبت به موضوعات مورد علاقه ی خود آماده نماید.

خلق هر اثر هنری و ماندگار ادبی  باید برخواسته از قلمی توانا ، دلی دردمند و با تجربه باشد؛ تجربه ای که به زیور نثر آراسته شده باشد.

می توان اثری هنری خلق کرد که از تکنیک سرشار باشد  ولی محتوا را نمی توان  در تکنیک مستتر کرد!

هر اثر ماندگار و تأثیر گذار از دو بخش تشکیل شده است :

تکنیک و محتوا .

در خلق آثار ماندگار و تأثیر گزار ، تکنیک و محتوا لازم و ملزوم هم هستند.

به همین دلیل ، دکترین جریانات برانداز در براندازی نرم ، استفاده از هنر برای منظور خاص خود می باشد.

خوشبختانه مدیران ارشد نهاد های فرهنگی به این مهم توجه ویژه دارند ولی زمانی که اجرای امور به مجریان وعوامل میانی محول می شود ، عدم درک صحیح یا نداشتن بینش مناسب و یا ... ، اجرای اصولی اقدامات بایسته را ابتر می گذارد !

صدای دلسوزان در هیاهوی منفعت طلبی ها و منیت های خودساخته در این وادی به جایی نرسیده است ! ولی ای کاش مجالی یافت می شد تا متولیان فرهنگی جامعه با آگاهی از ضعف زیر مجموعه خود ، طرحی نو برای مهندسی فرهنگی جامعه در می انداختند تا آینده این نسل جوان و فرهیخته در کوران حوادث و تهاجم های مخرب فرهنگ بیگانه رقم نخورد .

همه ما باید باور کنیم عرصه فرهنگ جولانگاه تک تازی های مدعیان رسوب زده ذهنی نیست . مدعیانی که به جای آنکه در این سنگر برای رشد و بالندگی فرهنگ کشور هزینه کنند ، متأسفانه به دنبال تأمین هزینه های زندگی خود در این عرصه هستند! و هر فکر بکر و نو آوری ای را بر نمی تابند، زیرا خطری برای منافع خود و عاملی برای رسوایی کم کاری ها و ندانم کاری های خود می دانند!

طبق فرمایش مولایمان ، تهاجم فرهنگی دشمن جدیست و مدیران ارشد فرهنگی کشور هم باید بدون توجه به زیر مجموعه بعضاً فشل ، اقدامات جهادی را در دستور کار خود قرار دهند.

الهی و ربی من لی غیرک

ملاحظات:

1)     برای تهیه کتاب های آموزش داستان نویسی پیشرفته جلد یک و دو و همچنین مجموعه داستان کوتاه دیدار با عاشقان آسمانی ، از لینک زیر استفاده فرمایید.

http://derakhshandeh.org/Payments.aspx

2)     همچنان منتظر صدور مجوز کتاب برای رمان تخریبچی دوران و مجموعه داستان کوتاه کاندیدا هستم! اخیراً مدارک جدیدی در خصوص علت اصلی ندادن مجوز به کتاب تخریبچی دوران به دست آورده ام. خدا کند مجبور به افشای آن نشوم! همچنان منتظر می مانم تا خدای نا کرده ناله ام از این اجحافات و حق کشی ها مستمسکی به دست دشمن در کمین نشسته ندهد...

دعایم کنید تا همچنان صبوری کنم.

خدا خیرتان دهد.

 

رقص قلم دوستان ()        link       

خبری که شاید باز هم تکرار شود!!!

به نام کس بی کسان

خبری که شاید باز هم تکرار شود!

خبر کوتاه اما تکان دهنده بود! یکی از جانبازان جنگ تحمیلی به دلیل آنکه کسی جواب گوی درخواست هایش نبوده، خود را در مقابل مجلس شورای اسلامی به آتش کشیده است !

بعد ها برخی از رسانه ها که البته کم هم نبودند مدعی شدند:

این فرد معتاد بوده  ... دچار مشکلات روحی روانی بوده ... اصلاً جانباز نبوده... درخواست مادیات از نمایندگان داشته و...

این روزها که به زمین و زمان در خصوص دروغ پراکنی روابط عمومی و اداره کل کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران جهت ندادن مجوز چاپ کتاب هایم بعد از گذشت 9 ماه پیگیری ، گزارشات کتبی ارسال کرده ام و هیچ جواب منطقی ای دریافت نکرده ام ! بیشتر به شخصیت آن فرد که در خبر بالا ذکر شد ، فکر می کنم!

نمی دانم ! شاید اگر آن فرد واقعاً جانباز بوده باشد و به دلیل عدم جوابگویی متولیان امر ، که بود و نبودشان به رشادت های امثال آن فرد بستگی دارد ، قدری وقت می گذاشتند و درد دل او را می شنیدند ، آیا او هنوز در بین ما بود؟! یا حداقل دیگر الان معتاد و دیوانه و از اینجور موارد عنوان شده ،  نبود!!!

نمی دانم ! شاید اگر آن فرد اگر جانباز بوده قبل از آنکه در اعتراض به بی توجهی های صورت گرفته( به درخواست حق یا ناحقش ) ، آن اقدام غیر قابل توجیه را انجام می داد ، گواهی عدم اعتیاد را از مراجع ذی صلاح اخذ می کرد و یا گواهی صحت جسمی و روانی خود را از پزشک قانونی دریافت می کرد ، و یا حتی قبل از آن اقدام غیر قابل توجیه ، از رسانه ها کمک می خواست ! آیا الان او فردی معتاد و دچار هزار و یک مشکل روحی و روانی نبود؟!

شاید هم از رسانه ها درخواست کرده و آن رسانه ها از ترس قطع شدن مواجبشان و یا ...، جرأت انتشار درخواست آن جانباز دیروز یا معتاد و متوفی فعلی را نداشتند؟!

این روزها که برای اعاده حقم و دریافت مجوز چاپ کتاب هایم ، دست یاری( به سوی قوه قضاییه، کمیسیون فرهنگی مجلس ،  ریاست قوه مجریه ، وزیر و تمامی پرسنل وزارت ارشاد) ، دراز کرده ام و  هیچ کس صدای مظلومیتم را نمی شنود بدجوری این شخص در ذهنم رسوخ کرده است!

نمی دانم شاید تمام کارهایی را که باید انجام دهم تا حقم را که مظلومانه دارد توسط مدیرکل جوان کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  پایمال می شود ، هنوز به طور کامل انجام نداده ام ! نمی دانم؟!

من حقیر هر کاری که باید در چارچوب شرع و عرف و قانون انجام می شده تا حقم را بستانم، انجام داده ام ، از قوه قضاییه تا کمیسیون فرهنگی ، از وزیر فرهنگ و ارشاد تا شخص رییس جمهور... ولی چرا هنوز جواب منطقی و مستدل دریافت نکرده ام؟!

و هنوز این حسرت را به دل دارم تا به جای دروغ پردازی ، جلسه ای تشکیل شود تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

دریغ از ذره ای غیرت و تعصب در جماعت نویسنده!!!

مرگ آن فرد شوکی بود برای مسئولین که پاسخگو باشند ! ولی ظاهراً فراموش کار شده اند!

و شاید هم چون اینگونه افراد خون خواه ندارند اگر هزاران هزار از این افراد به اقدام مشابه دست بزنند ، باز هم آب از آب تکان نمی خورد!

شاید هم به همین دلیل است که این روزها هیچکس صدای مظلومی را نمی شنود!!!

این روزها خیلی به آن فرد فکر می کنم ! شاید می خواهم اشتباهات آن فرد را تکرار نکنم ...

رقص قلم دوستان ()        link